فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥ - پيشگفتار
پيشگفتار
در دهه هاى اخير، رويدادهاى مهم ودگرگونى هاى بزرگ وژرفى در جهان رخ داد، وجهان از حالت دو قطبى (دو اردوگاه شرق وغرب) به صورت يك قطبى درآمد، واين روند، پيوسته ادامه دارد، ونيروهاى مخالف اسلام، به صورت نيروى واحدى در مى آيد. يك چنين شرائط حاكم بر جهان، وحدت اسلامى ويگانگى مسلمين را به صورت يك مسأله حاد ولازم، مطرح مى سازد، وهيچ متفكر ونويسنده اسلامى نمى تواند، ضرورت آن را ناديده بگيرد، وبر اختلاف دامن بزند، و يا درباره آن بى تفاوت باشد.
در اين دهه، پايه هاى ماركسيسم نخست در بعد اقتصادى، وسپس در بعد سياسى، ودر نهايت فلسفى، فرو ريخت و «پروستريكا» (بازسازى) به عنوان سرپوشى بر فرو ريختن اردوگاه سرخ، نهاده گرديد. در واقع، فاصله دو اردوگاه، از ميان برداشته شده، جهان كفر والحاد، يك دست ويك زبان، مراقب بيدارى مسلمانان وبه اصطلاح بنيادگرايان مى باشد، ودر فكر اشغال مجدد اراضى اسلامى افتاده وبه عنوان حفظ منافع خود، در سرزمينهاى اسلامى، دست به ساختن پايگاههاى نظامى زده، تا به صورت اژدهايى بر روى گنجهاى مسلمانان چنبر زند وجز شركاى خود به كسى اجازه بهره بردارى ندهد. وهم اكنون رسانه هاى گروهى،