فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦ - پيشگفتار
از تصميم آمريكا وانگليس براى ساختن پايگاههاى نظامى در جزيره بوبيان كويت، وشيخ نشين قطر، وسلطان نشين عمان، خبر مى دهند. اشغال نظامى غرب نسبت به مناطق اسلامى، از قرن نوزدهم، تا نيمه قرن بيستم ادامه داشت، سپس آنان به عللى، عقب نشينى كردند ومنطقه را به دست مزدوران ودستنشاندگان خود سپردند ولى مجدداً گويا حالت نخست، بار ديگر احيا مى شود، ودر حقيقت استعمار كهن، كه جاى خود را به استعمار نو داده بود، دوباره به صورت زشت وخشن اصلى خود باز مى گردد.
عمليات طوفان صحرا، كه بر اثر سرپيچى وخود سرى يك وابسته نظامى غرب، به وجود آمد، نه تنها طوفانى از شن به راه انداخت، بلكه زمينه ساز لشكر كشى واشغال نظامى مناطق اسلامى را فراهم ساخت. تو گوئى غرب در انتظار چنين بهانه وفرصتى بود تا به عنوان آزاد سازى سرزمين كويت وحقظ منافع خود، بار ديگر به اشغال نظامى منطقه بپردازد، ومراقب حركتها وجنبشهاى مردمى وملى سرزمينهاى اسلامى باشد.
در اين جنگ نابرابر، همگى به چشم خود ديديم كه جهان كفر، به صورت مليتهاى مختلف اما متحد در هدف ومنافع، به سوى يك كشور اسلامى يورش آورده وبه عنوان آزادسازى كويت، به اهداف ديرينه خود تحقق بخشيدند، تا آنجا كه دورترين كشورهاى جهان، در اين نبرد شركت جستند، وبا يكديگر هم پيمان گرديدند.
در چنين شرائط واوضاعى كه بر منطقه وسراسر جهان اسلام، حاكم شده آيا وقت آن نرسيده كه در ميان ما مسلمانان تفاهم وهمكارى، جانشين تخاصم وبيمهرى شود؟ وبار ديگر مسلمانان ودر پيشاپيش آنان، متفكران متعهد، در زدودن عوامل اختلاف ودو دستگى بكوشند، وقبل از هر چيز به فكر اسلام ومنافع مسلمين باشند؟