فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٠ - نظريه شيخ محمد عبده در باره افعال انسان
آنگاه كه از او سئوال شد: پايه تأثير قدرت عبد چيست، در حالى كه قدرت خدا در آفرينش افعال انسان، استقلال كامل دارد؟ او نتوانست پاسخ روشنى از اين اشكال بگويد. سپس مى افزايد: آن كس كه گمان مى كند انسان كارى را صورت نميدهد، معاند است وهر كس كه بينديشد، او در عمل خود مستقل است، شرك مى ورزد، بلكه بايد بگوييم او فاعل مختار ودر اختيار خويش مضطر است[١].
٣ـ نظريه شيخ عبده(ت١٢٦٦ـ م١٣٢٣)
شيخ محمد عبده، در عصرى به سر مى برد كه مشايخ«ازهر»، نظريه طبيعى(در حد علّت مادى) اجسام را معادل با كفر دانسته واز«علّت»، ناميدن هر چيزى جز خدا، جلوگيرى مى كردند. ورد زبان آنان، همين شعر بود:
ومن يقل بالطبع او بالعلّة *** فذاك كفـر عنـد اهـل المـلّة
شيخ«ازهر»، هر چند از جانب مشايخ متحجر تحت فشار بود، ولى از طرف ديگر، موج مادي گرايى از جانب غرب، براى اولين بار در سرزمين هاى اسلامى به مصر رسيده بود. مادي گرايى مبتنى بر تجربه وحس، جهان را بر اساس علت ومعلول طبيعى واسباب ومسببات تفسير كرده ونتائجى از اين تفسير گرفته بود. تنها اشتباهش اين بود كه به نظام آفرينش وجهان ماده، از ديد استقلال مى نگريست، واز وابستگى نظام به قدرت غيبى چشم مى پوشيد.
وى در كشاكش آن تحجر واين روشن فكرى فزون از حد، توانست حق را به صورت روشن، بيان كند ودر رساله توحيد كه به هنگام تبعيد از مصر، آن را در«بيروت» نوشته است، چنين مى گويد:
[١] اليواقيت في بيان عقائد الأكابر، نوشته شعرانى ، ص١٣٥.