فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٨ - اصول هشتگانه كلامى بر اساس حسن و قبح
ودور از پيشداورى وارد مى شدند، اصول ثابت را در اخلاق درك مى كردند و ميپذيرفتند كه در ميان بشر، اصول ثابتى حاكم است،و تحول و تكامل تمدن، شكافى در آن ايجاد نكرده است، از اين جهت، خدمتگزاران، در جهان محبوب، و خائنان، مبغوض ميباشند و در همه نظامهاى سرمايه دارى و سوسياليستى، اين اصل به قوت خود باقى است.
٨ ـ خدا عادل و دادگر است
مسأله عدل و دادگرى خدا، كه از اصول مذهب عدليه به شمار مى رود، بر اساس تحسين و تقبيح عقلى استوار است، عدل يكى ازصفات فعل خدا است، در حالى كه صفات فعل خدا منحصر به عدل نيست، او خالق و رازق و محيى و مميت است، ولى چرا ديگر صفات فعل او، جزء اصول به شمار نيامد، و تنها عدل الهى را جزء اصول مذهب شمرده اند؟ اين به خاطر همين دو تيرگى است كه در ميان مسلمانان پديد آمده است.
عدليه كه اصول مذهب را از عقل و داوريهاى قاطع آن مى گيرند، بر توصيف افعال خدا به عدل، اصرار ورزيده و او را از ظلم و تجاوز پيراسته مى دانند، ولى اشاعره، عقل و خرد را از داورى معزول كرده و همه چيز را به شرع ارتباط داده و از توصيف افعال خدا به عدل، خود دارى مى نمايند و مى گويند: او هر چه را انجام دهد، عدل همان است، در اينجا، عدليه براى تبيين مكتب، مسأله عدل را در شمار اصول دين آورده و آن را از اصول مذهب خود شمرده اند.
حسن و قبح در قرآن
دقت در آيات قرآن، مى رساند كه : خدا در اين كتاب، با مسلم گرفتن مسأله