فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٩ - تفسير آيه «إلى ربّها ناظرة»
گروه نخست در انتظار پاداش و رحمت و گروه دوم در انتظار كيفر و عذاب مى باشند، اگر در دو آيه را به گونه اى كه اشاعره مى گويند تفسير كنيم، تقابل دو آيه، به هم مى خورد و انسجام آنها از ميان مى رود و نتيجه اين مى شود كه گروه نخست به خدا مى نگرند. و گروه دوم در انتظار عذاب كمر شكن مى نشينند.
خلاصه شما هر گاه اين چهار آيه را به دست يك انسان غير پيشداور بدهيد. ابهام آيه سوّم را از طريق آيه چهارم برطرف مى سازد، و چون آيه چهارم مفاد روشنى دارد، و مفاد آن در فكر عذاب فرورفتن است. طبعاً مقصود از آيه مقابل، همان در فكر نزول رحمت خواهد بود.
شگفت اينجاست كه اين آيه، قرنها مورد بحث و گفتگو بوده و كمتر به اين نكته توجه شده و تمام بحث ها بر محور تفسير جمله «ناظرة» دور مى زده است، در حالى كه كليد حلّ مشكل همان است كه گفته شد.
با توجه به چنين مقايسه اى، بر هيچ فرد منصفى جاى ابهام باقى نيست كه اين آيه، مربوط به رؤيت خدا نيست،و هرگز نمى خواهد بگويد پاداش افراد نيكوكار، رؤيت خداست، بلكه مى خواهد بگويد: پاداش چنين نيكوكارانى، ضد پاداش بد كاران است. اگر چهره هاى عبوس و گرفته، در بيم آنند كه عذاب كمر شكن بر آنان فرود آيد، اين گروه در انتظار هاله اى از فضل و كرم پروردگارند كه آنان را در خود گيرد; پس در حقيقت نظر در اينجا، نظر به رحمت است نه نظر به ذات، چنانكه شاعرى مى گويد:
و اذا نظرت إليك من ملك *** و البحر دونك زدتنى نعما
«آنگاه كه به تو پادشاه مى نگرم، دريا كمتر از توست و تو بيش از آن به من نعمت مى دهى».