فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧١ - سخنى از ابو الحسن ندوى
انسان، پس از مرگ با آن روبرو مى شود، آگاه ساخته اند وعلم اين مسائل را بدون تحمل رنج، از طريق كتاب وسنت در اختيار آنان نهاده اند وعلت آن، اين است كه مقدمات اين مسائل در اختيار مردم نيست. اينها يك رشته علومى است مربوط به ماوراء حس وطبيعت كه حس انسان در آنجا كار نمى كند، وانديشه انسان به سوى آنها راه نمى برد، وحتى آگاهيهاى ابتدائى از آنها نيز، در نزد بشر نيست، ولى مردم، سپاس اين نعمت را به جا نياورده وبه بحث پيرامون اين موضوعات پرداخته اند ودر سر زمينهاى سخت ودشوراى گام نهاده اند كه نه راهنمايى زبر دست دارند ونه چراغى روشن[١].
خلاصه گفتار او را دو كلمه تشكيل مى دهد:
يكى اينكه حقائق مربوط به جهان ماوراء طبيعت در قرآن آمده است ورنج بحث را از دوش ما برداشته است.
دوم اينكه: مبادى اين نوع مسائل در اختيار ما نيست، زيرا حس وانديشه به آنها راه ندارد، از اين جهت، بحث درباره آنها، بهسان پيمودن راههاى صعب العبور آنهم بدون داشتن راهنماست.
ما در گفتار نخست با او موافقيم، ولى آيا، آياتى كه پيرامون معارف وارد شده است، بدون بحث وبررسى قابل فهم است؟ قرآن مى فرمايد:
((هُوَ الاَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْء عَلِيمٌ))(حديد/٣).
(او اول وآخر وظاهر وباطن است واو بر همه چيز آگاه است)، آيا چنين حقيقتى با آن محتواى بلند، مى تواند بدون بحث وبررسيهاى كلامى مفهوم باشد؟
بهمين جهت، قرآن كراراً مسلمانان را به تفكر وامعان نظر در آيات، دعوت
[١] ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمين، ص ٩٧ .