فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣١٤ - طبقات اشاعره
روزگار، كتابى همانند آن را نديده ودانشمندان، نظير آن را نياورده اند. با اشاراتى چند، مطالب مهمى را بيان مى كند، ومالامال از گوهرهاى گرانبهايى است كه چون نگين بر تارك دهر مى درخشد، وداراى كلماتى است كه حكم نص را دارد:
بياناتى معجز آسا را در گفتارهايى كوتاه ريخته كه سراسر شيوا وروان است ودر برابر معانى آن شايسته است كه ساحران سجده كنند. از نظر اشتهار بسان آفتاب نيمروز است ودر دست پژوهشگران دست به دست مى گردد وتوسن انديشه فرزانگان در فهم معناى آن به مسابقه پرداخته است.»
آنگاه مى گويد: «شمس الحق محمد اصفهانى»، پيش از من، آن را شرح كرده وبه اندازه دانش خود، پيرامون هدفهاى كتاب به جستجو پرداخته است، وبه اندازه توان علمى خود، دلائل وشواهد آن را شرح كرده است، وحتى سيد شريف جرجانى نيز، يك رشته حاشيه، بر اين شرح نگاشته است. با اينكه سيد، به تكميل اين شرح پرداخته اما قسمتى از رموز اين كتاب، مخفى وپنهان مانده كه شايسته است، پرده از آنها برداشته شود.» سپس كتاب را به سلطان عصر خود، ابوسعيد گوركانى اهداميكند[١].
شرح تجريد قوشچى، مدتها در حوزه هاى كلام شيعه، محور تدريس بوده وحتى محقق اردبيلى(م٩٩٣) ومحقق عليارى(م١٣٢٧)، بر آن، حواشى چندى نگاشته اند كه همگى در حاشيه شرح قوشچى چاپ شده است.
البته قوشچى، آثار ديگرى هم دارد كه علاقه مندان مى توانند، براى آشنا شدن با نام آنها به كتابهاى ياد شده در پاورقى مراجعه كنند[٢].
[١] قوشچى، شرح تجريد، ص٢.
[٢] زركلى، الاعلام ٥/٩ ـ عمر رضا كحاله، معجم المؤلفين، ٧/٢٢٧، محمد على مدرس، ريحانة الادب،٤/٤٩٥