فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٤ - انگيزه اشاعره براى گسترش دادن اراده خدا
عنايت ورزيده اند، در حالى كه معتزله به اصل ديگر، يعنى«سبحان من تنزّه عن الفحشاء» توجه نموده اند وهر دو، با يك چشم به جهان نگريسته اند، در حالى كه بايد جهان را در پرتو هر دو اصل تفسير نمود.
امام صادق ـ عليه السلام ـ در پاسخ محمد بن عجلان، كلامى بس ارزنده دارد كه يادآور مى شويم:
فرزند عجلان ،به امام صادق ـ عليه السلام ـ گفت: خدا كارها را به بندگان سپرده است؟ وى در پاسخ فرمود:
«خدا برتر از آن است كه كارها را به آنان بسپارد».
باز پرسيد: خدا بندگان را بر انجام كارها مجبور ساخته است؟
فرمود: «خدا پيراسته تر از آن است كه بنده اى را بر انجام كارى مجبور سازد، آنگاه او را به خاطر آن كار كيفر دهد[١]».
در اين جا از تذكر دو نكته ناگزيريم
١ـ درگيرى اشاعره با معتزله در عموميت اراده در صورتى است كه اراده خدا را به معنى «خواست» تفسير كنيم، هر چند بايد اراده او را از ويژگيهاى اراده امكانى كه حدوث و تدريج است پيراسته سازيم. ولى اگر اراده او را به «علم به اصلح» تفسير بنمائيم در اين صورت، نزاع از ميان برداشته مى شود. زيرا گستردگى علم خدا چندان جاى گفتگو نيست.
٢ـ معتزله براى حفظ اصل «عدل» اصل ديگرى را به نام «توحيد افعالى» و اينكه مؤثر اصلى در جهان جز خدا نيست، ناديده گرفته و به نوعى دچار ثنويت و دوگانگى شده اند و افعال انسان را از قلمرو اراده و قدرت او بيرون برده اند.
همچنانكه، اشاعره به خاطر خطاء در تفسير اصل «توحيد افعالى» دچار جبر
[١] توحيد صدوق، ص٣٦١، حديث ٦.