فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٥ - آيه دوّم «ولايحيطون به علماً»
پاسخ:
در اينجا مى توان اين پندار را از دو راه پاسخ گفت:
١ ـ اگر ستايش خدا در اين آيه، نشانه امكان رؤيت باشد، پس آيات ديگر نيز كه او را مى ستايند كه براى خود فرزندى اتخاذ نكرده است،بايد گواه بر اين باشند كه او بالذات مى تواند داراى فرزند باشد، چنانكه مى فرمايد:
((الحَمْدُ للّهِ الَّذِى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً))(اسراء/١١١).
(ستايش خدائى را كه براى خود فرزندى بر نگزيده است).
٢ ـ ريشه اشتباه رازى اين است كه تصور كرده محور ستايش، جمله نخستاست و آن اينكه ديدگان او را نمى بيند، ولى محور ستايش، هر دو جمله باهم است و آن اينكه خدا آنچنان موجود رفيع و قوى و نيرومندى است كه ديدگاناو را نمى بيند اما او ديدگان را مى بيند. در اين صورت، آن رشته از موجودات ناپيداو غير مرئى مانند انديشه هاى بشرى و قدرت و اراده و بوها و مزه ها از قلمروآيه بيرون است، زيرا هر چند آنها ديده نمى شود، اما قدرت بر ديدن نيز ندارد.
آيه دوم
((يَوْمَئِذ لاَتَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِىَ لَهُ قَوْلاً * يَعْلَمُ مَا بَينَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لاَيُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً))(طه/١٠٩ـ١١٠).
«در روز رستاخيز شفاعت كسى سود نمى بخشد، مگر شفاعت آن كس كه خدا به او اذن دهد و گفتار او را بپسندد، پيش رو و پشت سر آنان را مى داند(از همه گفتارها و كردارهاى آنان آگاه است) در حالى كه دانش آنان به او احاطه پيدا نمى كند».