فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٨ - افعال انسان و انديشمندان آزاد فكر
چنين مى گويد:« نفى قدرت واستطاعت از انسان، چيزى است كه خرد وحس، آن را نمى پذيرد، چنانكه اثبات قدرت براى انسان، بدون آنكه تاثيرى روى فعل او داشته باشد به سان نبود آن است، در اين صورت ناچاريم فعل انسان را حقيقةً به قدرت وتوان او نسبت دهيم، ولى نه به اين معنى كه فعل را ايجاد كند ويا بيافريند، زيرا خلقت، مساوى با ايجاد به صورت مستقل است، در حالى كه انسان همانطورى كه از خود احساس قدرت مى كند، همچنين وابستگى را نيز احساس مى نمايد، نتيجه اينكه، فعل در وجود خود، مستند به قدرت انسان است كه از سبب ديگر سرچشمه مى گيرد، ونسبت توان او به سبب(خدا وديگر علل طولى)، بهسان نسبت فعل او به قدرت او مى باشد وبه همين صورت هر سببى به سبب ديگر استناد يافته تا به مسبب الاسباب برسد، واو خالق اسباب ومسببات وبى نياز مطلق است، زيرا اگر سببى از جهتى بى نياز شد، از جهت ديگر نيازمند است، فقط تنها خداست كه غنى مطلق است وكوچكترين نياز به او راه ندارد[١]».
شهرستانى، اين سخنان را از امام الحرمين نقل مى كند، ولى چون در مسلك اشعرى متصلب بود، مى گويد:«اين نظر از آن انديشمندان اسلامى نيست»، ليكن بايد گفت: اين نظر از قلمرو انديشه هاى حنابله واشاعره بيرون است، ولى انديشمندان ديگر اسلامى كه با واقع بينى خاصى به عالم هستى مى نگرند وعدل الهى را يكى از اصول مسلم مى دانند، نظرى شبيه اين نظر بلكه كامل تر از آن دارند[٢].
[١] شهرستانى، ملل و نحل، ج١، ص٩٨ ـ ٩٩.
[٢] در اين نظريه علل و اسباب، به صورت طولى فرض شد و خدا در منتهاى اسباب قرار گرفته است، در حالى كه در نظر حكيمان الهى، جريان، بسيار دقيق تر از اين است و خدا در حالى كه در منتهاى اسباب قرار گرفته، به نوعى با همه اسباب، معيت و همراهى دارد. تفصيل اين مسأله در محل خود مذكور است.