فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٠ - ١ـ اشاعره و صفات خبرى
داريم، در حالى كه شيخ اشعرى از توصيف به جسميت وگوشت وپوست ابراز انزجار كرده وخود را جزء«منزهه» مى داند، چيزى كه هست، مى گويد: خدا همه اين صفات را بدون كيفيت آنها داراست; اينك به ترجمه بخشى از عبارات او ميپردازيم:
١ـ خدا بر عرش خود مستقر است، چنان كه مى گويد: ((الرَّحْمَنُ عَلَى العَرْشِ اسْتَوَى))(طه/٥):
او صورت دارد ولى بدون كيفيت، چنان كه مى گويد: ((وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُوالجَلاَلِ وَالاِكْرَامِ))(الرحمن/٢٧).(صورت پروردگارت كه دارى بزرگى واحترام است، مى ماند):
خدا دو دست دارد ولى بدون كيفيت، چنان كه مى فرمايد: ((...خَلَقْتُ بِيَدَىَّ...))(ص/٧٥). (با دو دستم آفريدم...) واو داراى چشم است اما بدون كيفيت، چنان كه مى فرمايد:((...تَجْرى بِاَعْيُنِنا...))(قمر/١٤).(كشتى نوح در برابر ديدگان ما، روان بود).
آنگاه پس از طرح برخى از آيات كه در آنها از اينگونه صفات خبرى ياد شده است، يادآور مى شود: همه اين آيات گواهى مى دهند كه خدا داخل در مخلوق نيست ومخلوقات او داخل در او نيستند، واو بر عرش خود جاى گرفته ولى بدون كيفيت وبدون تكيه[١].
البته اجراى صفات خبرى بر خدا به اين شكل، به اشعرى اختصاص ندارد، بلكه از شخصيت هايى مانند ابوحنيفه وشافعى نيز نقل شده است، وهمه آنان اظهار نظر مى كنند: آنچه در قرآن از صورت ودست ونفس، در حق خدا وارد شده است،
[١] اشعرى، ابانه، باب ٧، ص ٩٢ .
وى در باب هشتم از اين كتاب، ص ٩٥، نيز به گونه اى ديگر همين سخنان را تكرار كرده است .