فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٥ - دلائل اشاعره بر نفى حسن و قبح عقلى
در باره آنها ثابت باشد، در حالى كه همان راستگويى و دروغ گويى كه از نظر مدعيان حسن و قبح عقلى، محكوم به حسن و يا بدى است، در شرائط ديگر به گونه اى ديگر مى باشند، مثلا دروغ متضمن نجات يك انسان بى گناه، نيك است و راستگويى مستلزم هلاك او زشت است و به ديگر سخن، اگر زشتى دروغ، يك امر ذاتى باشد، هيچ گاه نبايد نيك شمرده شود، در صورتى كه در شرائطى نيك شمرده مى شود. محقق طوسى در پاسخ اين استدلال مى گويد:
«اگر دروغگويى آميخته با مصلحت، لازم و جايز است، براى اين است كه قبيح بزرگترى را انجام ندهيم».
توضيح اينكه: دروغ مطلقا زشت و راستگويى نيز زيبا است، ولى آنجا كه راستگويى، متضمن مرگ بى گناهى است و دروغ گفتن، مايه نجات انسانى است، خرد حكم مى كند كه قبيح كوچكتر را مرتكب شويم، تا از ارتكاب قبيح بزرگتر نجات يابيم، زيرا اگر دروغ گفتن قبيح است، فراهم ساختن مقدمات هلاكت انسان بى گناه قبيح تر است، و ما ميان اين دو قبيح گرفتار شده ايم، خرد ميگويد: كمتر را به خاطر اجتناب از بيشتر انجام بده.
اين پاسخى است كه مرحوم خواجه نصير طوسى بيان فرموده است، در حالى كه در اينجا مى توان، پاسخ ديگرى از اين استدلال گفت و آن اينكه:
حسن و قبح افعال، بر دو نوع است: گاهى حسن و قبح آنها ذاتى آنها است و در هيچ شرائطى تغيير وصف نمى دهد، مانند نيكى احسان، و زشتى ظلم.
اين دو مطلب از اصول اوليه و بديهى عقل عملى است كه در همه شرائط و زمانها ثابت مى باشد و هيچ عاملى نمى تواند از زيبائى احسان و زشتى ظلم بكاهد، در حالى كه برخى از افعال، نسبت به اين دو حالت، جنبه اقتضائى دارند نه عليّت تامه، و به اصطلاح، وصف ابدى و جاودانه آنها نيستند، و مسئله راستگويى و