فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٨ - استدلال اشعرى بر نظريه خلقت افعال
وبه تعبير ديگر، قدرت خدا، قدرت مطلقه است واِعمال آن مشروط به شرطى نيست، در حالى كه قدرت انسان، مشروط به مشيت الهى است، واگر مشيت او بر اِعمال قدرت انسان تعلّق نگيرد، قدرت انسان موءثر نخواهد بود.
٣ـ نسبت قدرت خدا به همه ممكنات يكسان است.
نسبت قدرت خدا به همه ممكنات يكسان است، پس بر انجام هر امر ممكنى قادر وتواناست وهمه توانستنيها را مى تواند انجام دهد كه يكى از آنها كارهاى بندگان است، بنابر اين، كار انسان از سه حالت بيرون نيست:
١ـ هر دو قدرت(قدرت خدا وقدرت بنده) در انجام آن موءثرند.
٢ـ هيچيك از دو قدرت در انجام آن موءثر نيست.
٣ـ يكى از دو قدرت موءثر بوده وديگرى موءثر نيست.
هر سه صورت، باطل وبى اساس است، پس چاره اى جز اين نيست كه بگوييم انسان، اصولا قادر بر ايجاد وتكوين نيست[١].
پاسخ:
در اين مورد، دو پاسخ مى توان گفت: يكى اجمالى وديگرى تفصيلى.
پاسخ اجمالى اينكه اين كار در پرتو دو قدرت صورت مى گيرد ولى اين دو قدرت در عرض هم وهمپايه يكديگر نيستند، بلكه اين دو، در طول يكديگر قرار گرفته اند وقدرت اول، سرچشمه قدرت دوم است، ونسبت قدرت انسان به قدرت آفريدگار جهان، همان نسبت معنى حرفى به اسمى ورابط قضيّه به طرفين است.
[١] اربعين رازى، ص ٣٣٢ .