فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٨٤ - ايقاع
مانند طلاق،(٦)ظهار و لعان(٧)عربى بودن شرط است.
انشاء در ايقاعات همانند عقود، بايد منجّز باشد و تعليق آن بر امرى موجب بطلان آن مىشود، مگر جنبه صورى داشته باشد؛ بدين معنا كه ايقاع در واقع، معلّق بر آن باشد، مانند آنكه بگويد: اگر اين زن همسر من است او را طلاق دادم يا تحقّق امرى كه ايقاع بر آن تعليق شده، معلوم باشد، مانند آنكه در روز بگويد: اگر روز است، زنم طالق است. البته برخى، اين گونه تعليق انشاء را نيز صحيح نمىدانند.(٨)
٢. مُنشِىء (انشاء كننده):بلوغ، عقل، محجور نبودن در موارد تصرف در مال، اختيار مقابل اكراه( --> اكراه)و قصد داشتن از شرايط انشاء كننده ايقاع است كه در صورت فقدان يكى از آنها ايقاع صحيح نيست.(٩)
٣.مُنْشَأ (متعلّق انشاء):در اينكه متعلّق انشاء در ايقاعات همانند عقود، قابليّت مشروط شدن به شرايط را دارد يا نه، اختلاف است. البته در پارهاى ايقاعات، مانند نذر، عهد و يمين تعليق به شرط صحيح است.(١٠)
معاطات در ايقاعات:در ايقاعاتى مانند طلاق، ظهار، لعان، ايلاء، عتق، نذر، عهد و يمين كه لفظ يا صيغه خاص شرط است، معاطات( --> معاطات)جريان ندارد. بنابراين، بيرون كردن زن از منزل يا رها كردن برده از خدمت، طلاق و عتق شمرده نمىشود. در جريان معاطات نسبت به ساير ايقاعات، مانند شفعه، ابراء و فسخ، اختلاف است.(١١)
فضوليّت در ايقاعات:بر عدم جريان فضوليّت( --> فضولى)در ايقاعات ادّعاى اجماع شده است؛ ليكن جمعى ازمعاصران و غير آنان، آن را پذيرفته و گفتهاند: در ايقاعات همچون عقود، فضوليّت جريان دارد، مگر در مانند طلاق كه به دليل خاص فضوليّت در آن جارى نمىشود.(١٢)
لزوم و صحّت در ايقاعات:در صورت شك در لزوم يا جواز ايقاعى، اصل، لزوم، به معناى عدم جواز بر هم زدن آن است(١٣)( --> قاعده لزوم)ليكن در اينكه در موارد شك در صحّت ايقاع از ناحيه شك در مشروعيّت ايقاع يا شك از جهت شرط يا مانع بودن چيزى، اصل