فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٩ - اِقرار
شرط نيست كه مُقِرّ در ابتدا اقرار كند بلكه اگر پاسخ او نيز مفيد اقرار باشد، كافى است، مانند آنكه شخصى از ديگرى بپرسد: آيا بر عهده تو براى من هزار تومان است؟ و او در پاسخ بگويد: «آرى» يا «آن را پرداخت كردم». اين دو پاسخ، اقرار به اصل ثبوت حق است؛ هرچند در دومى ادّعاى سقوط حقّ از ذمّهاش را دارد كه بايد آن را اثبات كند.(٦)
تنجيز در اقرار شرط است. از اين رو، معلّق كردن اقرار به چيزى مانند آمدن فلانى يا اراده خود يا ديگرى صحيح نيست،(٧)امّا اجل قرار دادن براى چيزى كه بدان اقرار مىكند موجب بطلان اقرار نمى شود، مانند اينكه بگويد: «بر گردن من براى فلانى، هزار تومان است، زمانى كه اول ماه فرارسد.» برخى بين تقدّم شرط و تأخّر آن تفصيل داده و در صورت مقدّم كردن شرط، اقرار را باطل دانستهاند. نيز برخى بين اصل حق و اجل تفصيل داده و گفتهاند: اصل حق با اين نوع اقرار ثابت مىشود،ليكن اجل با آن ثابت نمىگردد.(٨)
به كار بردن استثنا در اقرار صحيح است و آن بر دو قسم است:
يك .استثنا از اثبات كه بر نفى دلالت مىكند، مانند اينكه بگويد: «بر عهده من براى فلانى ده درهم جز يك درهم است» كه اقرار به نُه درهم است.
دو .استثنا از نفى كه مفيد اثبات است، مانند اينكه بگويد: «نزد من براى او چيزى جز درهمى نيست» كه اقرار به يك درهم است.(٩)استثنا به شرطى صحيح است كه بعد از آن چيزى هرچند اندك باقىبماند(١٠)(--> استثناء).
اگر كسى به چيزى اقرار نمايد، سپس مثل آن را بر آن عطف كند، بايد هر دو را بپردازد، مانند اينكه بگويد: «برعهده من براى او يك درهم است و يك درهم» كه بايد دو درهم پرداخت كند.(١١)نيز اگر شخصى به چيزى اقرار كند، سپس با «بَلْ (بلكه)» يا «لكن» از آن برگردد، پذيرفته نيست و بايد پيش و پس «بل» يا «لكن» را بپردازد، مانند اينكه بگويد: «برعهده من براى او يك من گندم است، بلكه يك من جو است» كه بايد يك من گندم و يك من جو بدهد. در اين فرض، اگر هر دو