فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٢ - اِقتصاد
مانند مالكيّت همه مسلمانان نسبت به زمينهاى آباد در زمان فتح(-->زمين مفتوح عنوه). مالكيّت دولتى نيز به معناى مالكيّت دولت اسلامى نسبت به اموالى است كه به امام عليه السّلام تعلّق دارد، مانند انفال.(٣)
تملّك مال تنها از راه حلال (اسباب شرعى آن) امكان پذير است. چنان كه تصرف نيز بايد مشروع باشد. از اين رو، تملّك مال از راه غير مشروع، مانند غصب(-->غصب)، دزدى(-->سرقت)و ربا(--> ربا)حرام و باطل است و اسراف(-->اسراف)و تبذير(-->تبذير)در هزينه كردن مال، ممنوع و حرام است. چنانكه در پارهاى موارد، ذخيره كردن مال نيز جايز نيست(٤)( --> احتكار).
هرچيزى كه ماليّت دارد حتّى انسانِ برده قابل تملّك است، مگر به دليلى استثنا شده باشد، مانند شراب و خوك براى مسلمان.(٥)
آنچه مالكيّت بدان تعلّق مىگيرد يا عين است، مانند زمين و خانه يا منفعت، مانند سكونت در خانه و يا انتفاع، مانند استفاده از مال عاريهاى.
سبب حصول ملكيّت عين يا عقد معاوضى است، مانند بيع(--> بيع)، صلح(--> صلح)، مزارعه(--> مزارعه)،مساقات(--> مساقات)، و مضاربه(-->مضاربه)يا غير معاوضى، مانند هبه(-->هبه)، صدقه(--> صدقه)و وصيّت(-->وصيّت)به مال موجود و مشخص و يا غير عقد است، مانند حيازت(--> حيازت مباحات)، احياء موات(-->احياء موات)، غنيمت گرفتن(-->غنيمت)و پيدا كردن مال گم شده(-->لقطه).
سبب حصول ملكيّت منفعت نيز يا عقد معاوضى است، مانند اجاره( --> اجاره)يا غير معاوضى، مانند وصيّت به منفعت مالى همچون سكونت خانه و برخى انواع وقف(--> وقف)و يا غير عقد است، مانند فتح سرزمينهاى كفّار با جنگيدن.
سبب حصول ملكيّت انتفاع(--> انتفاع)نيز يا عقد معاوضى است، مانند مالكيّت انتفاع شوهر از همسر خويش به واسطه عقد نكاح يا غير معاوضى، مانند برخى ديگر از انواع وقف و يا غير عقد است، مانند مالكيّت مهمان نسبت به انتفاع از