فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢١ - اسير
مسلمانان او را به اسارت گرفتهاند و يا نيروى خودى كه به چنگ كفّار در آمده است. اسير در صورت نخست يا كافر است و يا مسلمانى كه بر امام عادل خروج كرده است( --> باغى).
١. اسيران كفّار:مراد از كفّار، كفّار غير اهل ذمّه( -->اهلذمّه)، معاهد( -->آتش بس)و مستأمن( --> امان)هستند؛ زيرا جنگيدن با سه دسته ياد شده و به اسارت گرفتن آنها جايز نيست.
كافر اسير شده، يا زن است و يا مرد نابالغ و يا مرد بالغ. مرد بالغ نيز يا در حال جنگ اسير مىشود يا پس از پايان نبرد. مرد غير بالغ و نيز زن هرچند بالغ، به بردگى گرفته مىشوند؛ ولى كشتن آنان جايز نيست.(١)مرد بالغ اگر در حال نبرد اسير گردد كشته مىشود؛ هرچند برخى قدما، حاكم اسلامى را بين كشتن وى و آزاد كردن او در ازاى گرفتن مالى و يا حتّى بدون آن، و برخى ديگر بين به بردگى گرفتن و آزاد كردن او؛ خواه با گرفتن مالى در ازاى آزادى يا حتّى بدون آن، مخيّر دانستهاند.(٢)
چنانچه مرد بالغ پس از خاتمه جنگ اسير شود، بنابر آنچه به مشهور، بلكه اجماع فقها نسبت داده شده، كشته نمىشود، بلكه امام يا نايب او بين آزاد كردن وى ـ در قبال دريافت مالى يا حتّى بدون آن ـ و به بردگى گرفتن او، مخيّر است؛ ليكن در اينكه اين تخيير شامل همه اسيران مىشود يا به اسيران اهل كتاب( --> اهل كتاب)اختصاص دارد، اختلاف است. بنابر قول دوم، امام مخيّر است اسير غير كتابى را در ازاى گرفتن مالى يا بدون آن، آزاد كند و به بردگى گرفتن وى جايز نيست.(٣)برخى قدما كشتن مرد اسير بالغ را كه پس از پايان جنگ اسير شده براى امام جايز دانستهاند.(٤)
اگر نيروى دشمن پيش از آنكه به اسارت در آيد، مسلمان شود، جان، مال و فرزندان صغير او از تعرّض در امان هستند. و چنانچه پس از اسارت و پيش از پايان جنگ، اسلام آورَد، كشته نمىشود، ليكن در اينكه امام بين به بردگى گرفتن وى و آزاد كردنش مخيّر است يا تنها بايد او را آزاد نمايد، اختلاف است.(٥)اگر نيروى