فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧١ - اِستفاضه
سرانجام از كلمات بعضى براى استفاضه معناى عامى كه در برگيرنده علم، اطمينان و مطلق ظنّ است استفاده مىشود.(٤)
حجيّت:استفاضه اگر مفيد علم باشد در همه موارد حجّت است؛ چون حجيّت علم ذاتى است. گرچه برخى برآنند كه در صورت افاده علم از قلمرو استفاضه خارج است،(٥)و اگر مفيد ظنّ باشد در حجيّت آن به نحو مطلق و عدم حجيّت آن به نحو مطلق و تفصيل بين ظنّ نزديك به علم و ظنّى كه به اين مرحله نرسيده (حجيّت در صورت نخست و عدم حجيّت در صورت دوم) اختلاف است.(٦)
مناط حجيّت:مناط حجيّت استفاضه نزد كسانى كه حصول علم را شرط آن مىدانند، افاده علم است؛ امّا نزد ديگران مختلف است. برخى، مناط را دشوار بودن حصول علم يا چيزى كه در شرع، قائم مقام علم است، مانند بيّنه( --> بيّنه)دانستهاند. بنابر اين، هر موردى كه حصول علم يا قائم مقام آن دشوار باشد، با استفاضه ثابت مىشود، مانند نَسَب، وقف و نكاح.(٧)
برخى ديگر، مناط را بعد از انكار دليل عام، وجود دليل خاصّ دانسته و گفتهاند: در هر موردى كه دليل بر حجيّت استفاضه داشته باشيم استفاضه در آن مورد حجّت است؛ خواه مفيد علم باشد يا ظنّ.(٨)
آنچه با استفاضه ثابت مىشود:كسانى كه در حجيّت استفاضه علم را شرط نمىدانند پارهاى موارد را كه با استفاضه ثابت مىشود ذكر كردهاند، ليكن در شمار آن اختلاف نظر دارند. برخى آن را در سه چيز: نسب، مرگ و ملكِ مطلق منحصر كرده(٩)و برخى ديگر تا ٢٢ مورد بر شمردهاند، از جمله: رضاع، نكاح، وقف، اسلام، كفر، دَين، اعسار، ولايت، عزل و تضرّر زوجه.(١٠)ولى اگر در استفاضه علم را شرط بدانيم، حجيّت آن به موارد ياد شده منحصر نخواهد بود، بلكه در هر موردى كه علم حاصل شود حجّت است.
از مواردى كه به ثبوت آن با شياع و استفاضه تصريح كردهاند «هلال» است. البته برخى، حصول علم را در آن شرط كرده،(١١)ولى برخى ديگر ظنّ غالب را