فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣٩ - اِسترسال
٢. فسخ عقد( --> فسخ)يا اقاله آن( --> اقاله).
٣. ردّ مالك در عقد فضولى( --> فضولى).
درموارد ياد شده، هريك از صاحبانِ مال، مال خود را پس مىگيرد. براى مثال، فروشنده، كالاى فروخته شده و خريدار، بهاى آن را.
٤. تمام شدن مدّت اجاره( --> اجاره).
٥ . امانتها، مانند عاريه( --> عاريه)، وديعه( --> وديعه)و لقطه( --> لقطه).
٦ . غصب( --> غصب).
٧. هبه غير لازم( --> هبه).
٨ . در موردى كه ميّت، مديون، و عين مال طلبكار موجود باشد، همچنين در موردى كه شخص، مُفَلَّس( --> تفليس)است.
در همه موارد ياد شده با موجود بودن عين مال، صاحب آن مىتواند مال خود را پس بگيرد و با نبودن عين مال، استرداد با پس گرفتن مثل آن در صورت مثلى بودن( --> مثلى)مانند كتاب و يا قيمت آن در صورت قيمى بودن( --> قيمى)مانند انگشتر تحقّق مىيابد.
استرسال
استرسال: بلند و فروهشته شدنِ موها/ اطمينان كردن به ديگرى/ روانه شدن.
مفهومنخست درباب طهارت آمدهاست.
در وضو، شستن آن مقدار از محاسن كه بر اثر بلند شدن، از حدّ صورت خارج شده واجب نيست.(١)برخى بر استحباب آن تصريح كردهاند.(٢)در اينكه براى مسح سر يا پا ـ در صورت كفايت نكردن آب دست ـ مىتوان از رطوبت آن مقدار از محاسن كه از حدّ صورت بيرون رفته استفاده كرد يا نه، اختلاف است.(٣)
از مفهوم دوم در باب تجارت سخن رفته است.
در رواياتى چند، از مغبون كردن( --> غبن)و نيرنگ زدن شخص به كسى كه در معامله به وى اطمينان كرده، نهى شده است.(٤)برخى از نهى، كراهت اين عمل(٥)و برخى، حرمت آن را استفاده كرده و معامله را باطل دانستهاند؛ هرچند صحّت آن، به ظاهر كلمات فقها نسبت داده شده است(٦)( --> خيار غبن).
مفهوم سوم در باب صيد و ذباحه آمده است.