فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٣٠ - اِستخاره
در كارى كه قصد انجام دادن آن را دارد، از خداوند بخواهد كه او را به آنچه خير و صلاح او است ـ اعم از فعل يا ترك آن و يا مخيّر بودن بين فعل و ترك ـ راهنمايى و موفق كند.
برخى براى استخاره چهار معنا ذكر كردهاند:
١. درخواست برگزيدن خير از سوى خداوند براى بنده.
٢. درخواست آگاهى بخشى بر آنچه خير است.
٣. درخواست فراهم آمدن مقدّمات و اسباب آنچه خير است.
٤. طلب ايجاد عزم از خداوند در دل بنده، بر آنچه خير است.(٢)
برخى ديگر، دو معناى آخر را به دو معناى اوّل باز گرداندهاند.(٣)برخى نيز همه معانى را به معنايى كه ابتدا ذكر شد ارجاع دادهاند.
از اين عنوان در باب صلات به مناسبت ذكر نماز استخاره سخن گفته شده است.
حكم:استخاره براى ترك واجب و انجام دادن حرام صحيح نيست، ليكن براى بقيّه كارها، حتّى ترك امر مستحب يا انجام دادن مكروه در صورت شكّ در بقاى رجحان، مستحب(٤)و ترك آن، مكروه است.(٥)
انواع:براى استخاره انواع گوناگونى ذكر شده است كه مهمترين آنها عبارتند از:
١. استخاره به نماز، همراه دعا.(٦)
٢. استخاره به نماز، همراه دعا و رقعه.(٧)
٣. استخاره به دعا.(٨)
٤. استخاره به دعا، همراه مشورت.(٩)
٥ . استخاره به دعا و گرفتن يك قبضه از دانههاى تسبيح يا سنگريزه.(١٠)
٦ . استخاره به قرآن.(١١)
برخى گفتهاند: انواع ذكر شده در باب استخاره براى نمونه است. بنابر اين، استخاره به هر كيفيّتِ مباح، جايز است؛ هر چند بهتر است به انواع ياد شده اكتفا شود،(١٢)ليكن برخى در آن تأمّل كردهاند.(١٣)
نيابت:عنوان نيابت در استخاره در كلمات بسيارى از فقها نيامده است. برخى نيز كه متعرّض مسئله شدهاند، با اعتراف