فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٧ - ازدواج
٤. وصىّ:وصىّ بر امر ازدواج كسى كه در حال ديوانگى بالغ شده است با وجود مصلحت يا نبود مفسده، ولايت دارد. در ثبوت چنين ولايتى براى او بر نابالغ اختلاف است. قول به عدم ثبوت، منسوب به مشهور است.(٥١)ديگران، حتّى مادر نسبت به عقد ازدواج ولايت ندارند.(٥٢)
اسباب بطلان عقد:
١. فسخ:عيب و تدليس موجب فسخ عقد ازدواج است.
الف. عيب:وجود برخى عيوب در زن و برخى در مرد، مجوّز بر هم زدن عقد ازدواج به وسيله آن دو است. ديوانگى، عنّين بودن(--> عنن)، مجبوب بودن(--> جبّ)و به قول مشهور، اخته بودن در مرد، و ديوانگى، خوره (جذام)، پيسى، قَرَن(--> قرن)افضاء(--> افضاء)، نابينايى و رتق(--> رتق)در زن، موجب ثبوت حق فسخ عقد براى زن يا مرد مىشود.(٥٣)
در اينكه لنگ بودن زن مطلقا عيب نيست يا مطلقا عيب است، مگر عرف آن را به دليل ناچيز بودن عيب نداند و يا در صورتى كه موجب زمين گير شدن او شود عيب است، اختلاف مىباشد.(٥٤)
ديوانگى مرد، مجوّز فسخ نكاح براى زن در صورت جهل به آن است، حتّى اگر پس از عقد و تحقق آميزش حادث شود.(٥٥)عنّين بودن نيز همين حكم را دارد، به شرط آنكه پس از عقد، هرچند يك بار نزديكى صورت نگرفته باشد. برخى قدما عنن حادث پس از عقد را مطلقا، هرچند نزديكى صورت گرفته باشد، مجوّز فسخ عقد براى زن دانستهاند.(٥٦)
در اينكه عيب جَبّ (مجبوب بودن) تنها در صورت حدوث آن قبل از عقد و جهل زن به آن، مجوّز فسخ نكاح است يا اينكه مطلقا مجوّز فسخ است، حتّى اگر پس از عقد و آميزش حادث گردد، اختلاف است.(٥٧)ديگر عيوب مرد بنابر قول مشهور مجوّز فسخ نكاح نيست. برخى قدما جزام، برص (پيسى)، كورى، لنگى و زناكارى را مجوّز فسخ نكاح براى زن دانستهاند.(٥٨)
عيبهاى زن ـ به قول مشهور ـ تنها در صورت حدوثِ قبل از عقد و جهل مرد