فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٣٧ - اختيار
اختناق --> خفه كردن
اخته
اخته [= خَصىّ]: بى خايه، تخم كشيده.
از آن در بابهاى حج، تجارت، نكاح، ظهار، ايلاء، صيد و ذباحه، قصاص و ديات سخن گفته شده است.
حج:در حج، قربانى اخته كفايت نمىكند.(١)طواف نساء(--> طواف نساء)بر اخته نيز واجب است.(٢)
تجارت:اخته كردن انسان، حرام(٣)و اخته كردن حيوان مكروه است؛ هر چند از برخى قدما فتوا به حرمت آن نقل شده است.(٤)
نكاح:نگاه كردن به نامحرم بر اخته نيز حرام است.(٥)به قول مشهور، اخته بودن از عيبهاى نكاح به شمار مىرود و زن پس از آگاهى از آن، مىتواند عقد ازدواج را فسخ كند.(٦)اخته توانمند بر آميزش مىتواند محلّلِ زن سه طلاقه باشد(٧)(--> تحليل).
عدّه:آميزش اخته نيز سبب وجوب عدّه(--> عدّه)بر زن است.(٨)
ظهار و ايلاء:ظهار(--> ظهار)و ايلاى(--> ايلاء)اخته صحيح است.(٩)
قصاص و ديات:آلت تناسلى مرد سالم، در مقابل آلت تناسلى اخته قصاص مىشود. ديه آلت تناسلى اخته نيز ديه كامل است، مگر آنكه اختگى توأم با فلج بودن آلت تناسلى باشد كه در اين صورت، قصاص ساقط است و ديه آن نيز به قول مشهور ـ بلكه به قول منسوب به همه متأخّران ـ يك سوم ديه كامل است.(١٠)
اختيار
اختيار: مقابل جبر/ در برابر اكراه/ مقابل ضرورت و اضطرار/ برگزيدن يكى يا بيشتر، از چند چيز.
در كلمات فقها اختيار، گاه مقابل جبر