فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٤٤ - آلات
لالى، ناشنوايى، ديوانگى و تلف ذكر مىشود. در اين جا به مهمترين مواردى كه خصوص لفظ آفت در آن به كار رفته، اشاره مىكنيم.
صلات:كسى كه به دليل آسيب ديدگى زبانش، قدرت بر تلفّظ كامل ندارد، بايد تكبيرةالاحرام را به اندازه توان ادا نمايد. فرد لال و كسى كه به جهت آسيب ديدگى زبان، توانايى قرائت و درست خواندن ذكرهاى نماز را ندارد، به حركت دادن زبان در قرائت و اداى كلمات به اندازه توان در اذكار نماز، بسنده مىكند.(١)
تجارت:معامله با كسى كه در بدنش آفت و نقص وجود دارد، مكروه است.(٢)
اگر كالاى فروخته شده بعد ازتحويل به خريدار در زمان خيار(-->خيار)به آفت آسمانى تلف شود، از مال كسى رفته كه حقّ خيار ندارد،(٣)و چنانچه قبل از تحويل به همان سبب از بين برود، از مال فروشنده رفته است(٤)و اگر بعد از تحويل و گذشت زمان خيار باشد از مال خريدار رفته است.
آزادى:پيدايى برخى آفتها در برده، مانند زمينگير شدن، نابينايى و جذام، از اسباب آزادى قهرى او است(٥)( --> آزادى). بردهاى كه به عنوان كفّاره آزاد مىشود، بايد هيچ يك از آفتهاى ياد شده را نداشته باشد.(٦)
ملاعنه:لعان زن كر و لال صحيح نيست(٧)(-->لعان).
ديه:اگر كسى چشم سالم فردى را كه چشم ديگرش به آفت الـهى از بين رفته، كور كند، بايد ديه كامل به وى بپردازد.(٨)
قضاء:هرگاه مدّعى عليه به دليل آسيب ديدگىِ زبانش نتواند پاسخ مدّعى را بدهد، اعتراف يا انكار وى از راه اشاره علمآور بهدست آورده مىشود.(٩)
آفتاب --> خورشيد
آگاهى --> علم
آلات
آلات: ابزار و مصالح.
آلات جمع آلت، به ابزار و مصالحى گويند كه در انجام دادن كارى يا ساختن