ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - ظهور صغرا
مسير كلّى ارتباط با معصوم در عصر غيبت، از سوى حضرت ولىّعصر (عج) است. حضرت چنين اراده كردهاند كه شيعيان با توجّه به بلوغى كه در دوران امامت معصومان (ع) پيدا كردهاند، در عصر غيبت از مجراى دستگاه فقاهت با ايشان ارتباط برقرار كنند. حضرت نيز از طريق اين دستگاه، جامعه شيعه را هدايت فرمايند؛ يعنى بر اساس معرفتشناسى ما، ترديدى در اين نيست كه هدايت كلّى جريان فقاهت توسط خود امام عصر (عج) صورت مىگيرد؛ و هر فقيه متّقى اگر در تفقّهش به ولىّ معصوم تولّى بجويد، از سوى ايشان امداد مىشود. در اين ميان حتّى گاهى ممكن است ارتباط مستقيم نيز پيدا شود؛ ولى هيچ فقيهى به واسطه ارتباط با امام عصر (عج) و دلالت به اين ارتباط حكم صادر نمىكند.
امام عصر (ع)، امام حىّ است و در نفوس انسانها، تصرّف مىكند. غيبت امام به معناى غير متصرّف بودن ايشان نيست و موجب نمىشود كه آن هدايتهاى كلّى به جامعه شيعه نرسند؛ به بيان ديگر، شرط بهرهمندى از امام؛ ارتباط مستقيم با ايشان نيست. بنابراين، اينكه ادّعا كنيم، طريق حلقه اتّصال جامعه شيعه به وجود مبارك ولىّعصر (عج) از طريق تفقّه به ارتباط مستقيم تغيير يافته است، يك انحراف بزرگ و خطرناك محسوب مىشود؛ معناى اين ادّعا اين است كه بهجاى تكامل بخشيدن و ارتقا فقه به مقياسهاى وسيعتر و حضور آن در برنامهريزىهاى كلان اجتماعى در قالب درگيرىهاى تمدّنى، اين دستگاه عظيم و مقنّن را حذف كنيم و هدايت جامعه شيعه را به انسانهايى كه به طور مستقيم با امام عصر (عج) ارتباط دارند، بسپاريم!
بررسى ادّعاى ظهور صغرا نيز در جاى خود قابل بررسى است. اگر مقصود اين است كه ولايت حضرت، آرام آرام در عالم در حال تجلّى است و نام حضرت در جهان زنده شده است و توجّه به حضرت فراگير مىشود؛ اين مطلب صحيح است؛ يعنى با تصرّفى كه حضرت در عالم كردهاند، بساط غفلت ناشى از رشد مدرنيته در حال جمع شدن است و فطرتها در حال بيداريند.
حقيقت اين است كه ولايت حضرت از باطن عالم به مرتبه ظهور در ظاهر عالم رسيده است؛ موانعى كه حجاب باطن ولايت ايشان مىشدند و درك و احساس نياز بشر به ولىّالله الاعظم (عج) را در پرده نگه مىداشتند، آرام آرام برچيده مىشوند. امروزه احساس استغناى ناشى از رنسانس و باليدن به عقلانيّتى كه انسان مىتواند خودش را اداره كند و آرمانشهرش را بسازد، به شدّت به مخاطره افتاده است و احساس نياز به يك مصلح حقيقى در وجدانهاى جوامع بشرى در حال فراگيريست پس بهجاست كه بگوييم به يك معنا ما به عصر ظهور نزديك شدهايم و مرتبهاى از ظهور حقيقت در عالم واقع شده است.
اوضاع جهان امروز، همانند ٥٠ سال قبل نيست. ٥٠ سال قبل، يك قطب قدرت جهان، آشكارا پرچمدار مبارزه با دين و مسير انبيا بود و دين را افيون ملّتها مىدانست. حرف كمونيستها اين بود كه انبيا در كنار مالكان و دولتهاى چپاولگر قرار دارند و به واسطه توسعه تزوير، استعمار و استثمار را گسترش دادهاند. اين انديشه، با اختصاص دادن نيمى از قدرت سياسى و نظامى جهان، پرچم عدالتخواهى را نيز در دستش گرفته بود و اگر كسى خواهان عدالت بود، بايد با دين مبارزه مىكرد! در آن روزگار مىپرسيدند: طرفدار دين هستى يا عدالت؟!. آيا امروز نيز نگاه مردم دنيا به دين و عدالت، همان نگاه ٥٠ سال پيش است؟ يا نه؛ پرچم عدالت در دست دين است و كمتر كسى است كه به دنبال عدالت باشد؛ ولى نيمنگاهى به سمت دين نياندازد! باور بشر امروز اين است كه بايد منجى الهى بيايد و جهان را به ساحل امنيّت و عدالت برساند.
ظهور صغرا
پس به اين معنا ظهور صغرا واقع شده است و با فراگير شدن نام حضرت و گرايش وجدانهاى بشرى به منجى الهى، معنويّتخواهى جهانى حول محور انقلاب اسلامى ايران و انقلاب شيعى شكل گرفته است. اگر بخواهيم عنوان انقلاب را