ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - بيانيه بالفور و روتچيلدها
شهركنشينان صهيونيست دچار اختلاف نظر شدند، ليوبنسكر يكى از رهبران و انديشمندان جنبش دوستداران صهيون به آنان هشدار داد و با اشاره به خاندان روتچيلدگفت:
كليدهاى شهركهاى صهيونيستى در پاريس است.
روتچيلد اداره طرحهايش را در فلسطين در سال ١٨٩٩ م.
به انجمن شهركنشينان يهودى واگذار كرد و مبلغى حدود چهار ميليون فرانك به آن داد تا خود بتواند خويش را تغذيه مالى كند. در سال ١٩٢٤ م. «انجمن شهركسازى صهيونيستى» را در فلسطين كه رياست آن را پسرش جيمز آرماند (١٨٧٨- ١٩٥٧ م.) بر عهده داشت، تأسيس كرد. روتچيلد از طريق اين هيئت، بيش از سى شهرك صهيونيستنشين در تمام نقاط فلسطين ايجاد كرد و حجم بخششهاى او به اين طرحها پس از سال ١٩٠٠ م. به حدود هفت ميليون فرانك طلا رسيد.
روتچيلد در كنار پيشبرد طرحهاى اقتصادى، وارد عرصه آموزش و پرورش نيز شد و در سال ١٩٢٣ م. كمك مالى زيادى به مدارس موجود در شهرك صهيونيستى كه با بحران مالى روبهرو بود، نمود. او همچنين هزينههاى لازم براى طرح حاييم وايزمن را تأمين كرد تا وى بتواند نخستين دانشگاه عبرى در قدس را بنيانگذارى كند.
در سال ١٩٢٩ م. روتچيلد به عنوان رئيس افتخارى «آژانس يهود» كه صد سال قبل تأسيس شده بود، برگزيده شد. بىگمان حمايتهاى روتچيلد و ديگر ثروتمندان يهود از جنبش صهيونيسم، صرفنظر از نيّتها يا منافع شخصى، يك مسئله بسيار مهم بود؛ زيرا اگر اين حمايتها نبود، اين جنبش پا نمىگرفت و به هيچ وجه نمىتوانست در فلسطين ريشه بدواند.
حمايت و تأييد روتچيلد از طرح صهيونيستى، بيانگر هويّت يهودى او يا اصل و ريشه يهوديانش نبود؛ بلكه اينها نشان دهنده وابستگى كامل او به تمدّن غربى و تشكيلات استعمارگرى غربى بود. علاوه بر اين صهيونيست بودن او نيز بيانگر وابستگىهاى غربى او و آميختن در تمدّن غربى بود. بنابراين طرحهاى صهيونيستى به هيچ عنوان چالشى براى طرحهاى استعمارگرى غربى به شمار نمىآمد؛ زيرا طرحهاى صهيونيستى در حقيقت جزئى از يك كل است؛ يعنى جزئى از همان استعمارگرى و ملاحظه مىشود كه روتچيلد در ابتدا با طرحهاى صهيونيستى مخالفت مىكرد؛ امّا بعدها جزو حاميان آن درآمد. حقيقت اين است كه مخالفت او با اين طرحها و در نهايت حمايت او از آن، نشئت گرفته از وابستگىهاى او به ساختار تمدّن غربى و تلاش براى خدمت به منافع غرب است.
روتچيلد اقدام به حمايت از طرحهاى صهيونيستى كرد؛ امّا حمايت او به معناى تأكيد بر استقلال اين طرح نبود؛ زيرا كليدهاى آن همچنان در پاريس و لندن باقى ماند. متوجّه مىشويم كه با آغاز اين طرح، روز به روز بر وابستگى آن بر غرب و سپس انتقال كليدهاى آن به «واشينگتن» آشكار است.
صهيونيستهاى غرب، يهوديانى هستند كه بخششها و كمكها را از ساير همكيشانش جمعآورى مىكنند و آن را براى يهوديان ديگر در سرزمين موعود مىفرستند. عموماً در اين سيكل، يهودى كمك كننده و يهودى فعّال در زمينه جمعآورى كمكها در جهان غربند؛ امّا يهوديانى كه به آنها كمك مىشود، يهوديان يديشى هستند و از ديرباز تاكنون اين روش در جهان يهودى حاكم بود و يهوديان شوروى به اسرائيل مهاجرت مىكردند؛ امّا يهوديان جهان غرب تنها براى آنها سوت و كف مىزنند و از آنها حمايتهاى مالى و سياسى مىكنند و خانههاى آنان را مجهّز به كولر و سيستمهاى تهويه مطبوع مىنمايند.
بيانيه بالفور و روتچيلدها
آرتور جيمز بالفور، وزير امور خارجه انگلستان نامهاى به لرد روتچيلد نوشت و از او خواست كه با استفاده از نفوذش، آمريكا را نيز وارد جنگ آن زمان انگلستان كند و اين نامه بعدها به اعلاميه بالفور معروف شد. متن اين اعلاميّه به شرح زير بود:
وزارت امور خارجه
دوم تشرين الثانى سال ١٩١٧ م.
لرد روتچيلد عزيز
بسيار مايه خوشحالى است كه به نيابت از حكومت اعلى حضرت، مطلب زير كه تأمين كننده آرزوهاى يهوديان و صهيونيستهاست و به وزارت امور خارجه پيشنهاد و آن وزارتخانه با آن موافقت كرده است، به اطّلاع جنابعالى برسانم.
حكومت اعلى حضرت به موضوع تأسيس محلّى براى ملّت يهود در فلسطين به ديده موافق مىنگرد و نهايت سعى خود را براى تحقّق اين وضعيّت به كار مىگيرد، مشروط بر اينكه هيچ گونه