ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - ناتان، بورس لندن را چپاول مى كند
خود را در «لندن»، سالومون در «وين» و كارل در «ناپل» و جيمز در «پاريس» متمركز كرده بودند؛ در حالى كه انسليم پسر بزرگ امشيل، جانشين پدرش در «بانك فرانكفورت» شد.
راز وانرلو
تاريخنگاران از تفسير و تحليل وقايع جنگ «واترلو» حيران ماندهاند. اين جنگ، معمّاى پيچيدهاى هم براى برندگان و هم براى بازندگان بود و اين به آن دليل است كه مورّخان از ببرهاى باغ وحش دنياى سياست بىخبرند. منظور از آن ببرها، روتچيلدها هستند كه همانند خرگوش اقدام به حفر تونل در جاهايى كردند كه قدرت ناپلئون بر آن استوار بود و بسيارى از آنان متوجّه مطالبى كه ناپلئون گفت و از آن در تبعيدگاهش شكايت كرد، نشدند. در كتاب ژنرال گورگود، «سخنان ناپلئون در هلنا»، شگفتىهاى ناپلئون كه شايد اينگونه به نظر آيد كه از وهم و خيال سرچشمه گرفته، مىخوانيم. او مىگويد:
سولت، فرمانده دوم در واترلو آن گونه كه بايد به من كمك نكرد. معاونان او با وجود همه دستورهاى من، سازماندهى نشده بودند. آن كار بسيار آسان بود. چرا او اين نظام را در طى جنگ در «جيماپ» حفظ نكرد؟
حقيقت اين بود كه سولت، يهودى بود و بيشتر تمايل داشت دستورهاى روتچيلدها را اجرا كند تا اوامر ناپلئون را.
با اينكه ناپلئون لطف زيادى به سولت كرده بود و او را مارشال و دوگ دالماتيا نموده و ميليونها به او پول داده بود؛ امّا سولت به ولى نعمت خود خيانت كرد؛ زيرا يهودىها به اين نتيجه رسيده بودند كه ناپلئون بيش از حد مسيحى شده و به همين دليل بايد او را از سر راه بر مىداشتند.
ناتان، روتچيلد دوم در واترلو (١٨١٥ م.)
ناتان، نقشى افسانهاى در كودتاى واترلو داشت؛ او مبادلات مالى خود را ترك كرده و به ارتش بريتانيا در «بلژيك» پيوست. اگر مارشال گروچى بيست و چهار ساعت را از دست نمىداد، پيروزى متّحدان تبديل به يك فاجعه مىشد. او بدون دليل به همرزمان خود كمك نكرد؛ زيرا سفر آنها بسيار راحت بود؛ گويى كه آنها به گردش مىرفتند. گروچى بارش باران را علّت تأخير پيچيده و معنادار خود دانست؛ هر چند كه او صداى شليك تفنگها را شنيده بود. حال اين تأخير چه علّتى داشته است؟ آيا روتچيلدها به او رشوه داده بودند تا خود را با تأخير به آنجا برساند يا منشى يهودى آنگونه كه دشمنانش مىگويند، او را فريب داده بود؟
روتچيلدها همه اشخاص ذى نفوذ ارتش فرانسه را به فساد كشاندند و آنها شمار بسيار زيادى جاسوس يهود به بلژيك اعزام كردند و تمامى طرحها و نقشههاى ناپلئون را برملا ساختند؛ دقيقاً مانند اتّفاقى كه در زمان جنگ جهانى روى داد و جاسوسهاى يهودى در تمام مناطق مسيحىنشين، جاسوسى مىكردند و تمام تلاش خود را براى تشويق و تحريك دو اردوگاه در حال جنگ با هم براى نابودى طرف مقابل به كار گرفتند.
روتچيلدها در سال ١٨٢٣ م. بود كه توانستند قدرت بىچون و چراى اقتصاد اروپا شوند.
ناتان، بورس لندن را چپاول مىكند
ناتان كه در بحبوحه جنگ بود، پس از شكست فرانسه از انگلستان در جنگ واترلو، بدون اينكه حتّى يك ثانيه زمان تلف كند، سوار بر اسب به سوى «بروكسل» رفت به «اوبهاولستيند» رسيد؛ امّا در آن زمان دريا شديداً طوفانى شده بود و هيچ يك از ماهيگيران حاضر نشدند با قايق او را به انگلستان ببرند. اين در حالى بود كه او رشوه و پول زيادى به آنان داده بود. ناتان در آنجا يك ملوان را قانع كرد كه با دريافت دو هزار فرانك جان خود را به خطر بيندازد و دست به اين ماجراجويى بزند ودر آن شرايط سخت كه احتمال غرق شدن آنها در دريا مىرفت، او را به انگلستان برساند.
اين گونه بود كه پسر امشيل شرور، خود را به لندن رساند و صبح روز بعد، بانكداران، او را مشاهده كردند كه بر يكى از ستونهاى بورس لندن، رنگ پريده، نگران و پريشان تكيه داده بود؛ گويى كه او ناگهان خبر يك فاجعه را شنيده است. در اين زمان، فعّالان بازار بورس شروع به سؤال پرسيدن از او كردند؛ زيرا او تازه از اروپا بازگشته بود. ناتان تظاهر مىكرد كه منظور از سخنان آنان را نمىفهمد و او همچنان ساكت و گرفته بود. در اين زمان، مزدوران او در بازار بورس شايعه انداختند انگلستان در جنگ حياتى و بسيار مهم واترلو شكست خورده است. حال بايد تصوّر كرد كه اين امر چه تأثيرى در ارزش سهامها و اسناد داشت؟ ناتان با عرضه همه سهامها و سندهاى خود براى فروش، اين وحشت را دو چندان كرد. اين در حالى بود كه قيمتها معقول و مناسب بود. سرمايه داران ديگر با مشاهده اين امر و از ترس سقوط ارزش سهام ها، سهامهاى خود را با قيمت ناچيزى به فروش گذاشتند و البتّه مزدوران ناتان شروع به خريدراى آن نمودند.
مزدوران او، همه سهامهايى را كه او با قيمت ناچيزى فروخته بود، خريدارى كرده و به او باز گرداندند. اين خود يك چپاول و غارت بزرگ بود كه انگليسىها دچار آن شدند.
اندكى بعد، اخبار درست به لندن رسيد و مردم متوجّه شدند كه انگلستان پيروز اين جنگ بوده و در نتيجه قيمتها به گونه بىسابقهاى افزايش چشمگيرى يافت. بسيارى از سرمايهداران، ورشكست شده و برخى حتّى دچار سكته شدند و اين گونه، ناتان در مدّت زمان بسيار كوتاهى پنج ميليون پوند سود كرد.