ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - شفاعت براى دوستان اهل بيت (ع)
كه در دستشان پرچمهاى نور است. همچنين در طرف چپ و راست منبر، حورالعين صف مىكشند.
آنگاه كه بر بالاى منبر قرار مىگيرى، جبرئيل مىآيد و مىگويد: «اى فاطمه! آنچه مايلى از خدا بخواه.»[١]
اوّلين درخواست فاطمه (س) در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است.»
جابر بن عبدالله انصارى از پيامبر اكرم (ص) چنين نقل مىكند:
«هنگامى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگيرد، خود را از مركب به زير انداخته، اظهار مىدارد: «الهى و سيّدى! ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داورى كن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حكم كن ...»[٢]
بر اساس روايتى ديگر، پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«دخترم فاطمه، در حالى كه پيراهنهاى خونين در دست دارد، وارد محشر مىشود. پايهاى از پايههاى عرش را در دست مىگيرد و مىگويد: «اى خداى عادل و غالب! بين من و قاتل فرزندم داورى كن.»
رسول خدا (ص) فرمودند: «به خداى كعبه سوگند، به شكايت دخترم رسيدگى مىشود و حكم الهى صادر مىگردد.»[٣]
ديدار حسن (ع) و حسين (ع)
دومين خواسته فاطمه (س) در روز قيامت از خداوند چنين است:
«خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.»
در اين لحظه، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) به سوى فاطمه (س) مىروند؛ در حالى كه از رگهاى بريده حسين (ع) خون فوران مىكند.[٤]
پيامبر خدا (ص) مىفرمايند:
«هنگامى كه به فاطمه گفته مىشود وارد بهشت شو، مىگويد: هرگز وارد نمىشوم تا بدانم پس از من، با فرزندانم چه كردند؟»
به وى گفته مىشود: «به وسط قيامت نگاه كن.»
پس بدان سمت مىنگرد و فرزندش، حسين را مىبيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر (ص) ناله و فرياد سر مىدهد.
فرشتگان نيز (با ديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مىآورند.»[٥]
امام صادق (ع) مىفرمايند:
«حسين بن على (ع) در حالى كه سر مقدّسش را در دست دارد، مىآيد. فاطمه (س) با ديدن اين منظره نالهاى جانسوز سر مىدهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرّب و پيامبر مرسل و بنده مؤمنى نيست؛ مگر آنكه به حال او مىگريد.[٦]
در اين موقعيّت، خداوند به خشم آمده، به آتشى به نام هبهب كه هزار سال در آن دميده شده تا سياه گشته و هيچ آسودگى در آن راه نمىيابد و هيچ اندوهى از آنجا بيرون نمىرود، دستور مىدهد كشندگان حسين بن على را بر گير و جمع كن ... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را بر مىچيند ...»[٧]
شفاعت براى دوستان اهل بيت (ع)
سومين درخواست فاطمه (س) در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل بيت (ع) است كه مورد قبول حق قرار مىگيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مىدهد.
امام باقر (ع) مىفرمايد:
«هنگامى كه فاطمه به در بهشت مىرسد، به پشت سرش مىنگرد.
ندا مىرسد: «اى دختر حبيبم! اينك كه دستور دادهام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟»
فاطمه (س) جواب مىدهد: «اى پروردگار! دوست دارم در چنين روزى با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.»
ندا مىرسد: اى دختر حبيبم! برگرد و به مردم بنگر و هر كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت نهفته است، داخل بهشت گردان.»[٨]
امام باقر (ع) در روايتى ديگر مىفرمايند:
«در روز قيامت بر پيشانى هر فردى، مؤمن يا كافر نوشته شده است. پس به يكى از محبّان اهل بيت (ع) كه گناهانش زياد است، دستور داده مىشود به جهنّم برده شود. در آن هنگام، فاطمه (س) ميان دو چشمش را مىخواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل بيت (ع). پس به خدا عرضه مىدارد: «الهى و سيّدى! تو مرا فاطمه ناميدى و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعدهات را زير پا نمىنهى.»
ندا مىرسد: «فاطمه! راست گفتى، من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلّف نمىكنم.
اينكه مىبينى دستور دادم بندهام را به دوزخ برند، بدين جهت بود كه دربارهاش شفاعت كنى و شفاعتت را بپذيرم تا فرشتگان، پيامبران، رسولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهى يابند.
حال بنگر، دست هر كه بر پيشانىاش «مؤمن» نوشته شده، بگير و به بهشت ببر.»[٩]