ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - خاندان روتچيلد، خطرناك ترين خانواده يهودى در جهان
اين خاندان بر اساس زيركى خاصّى كه دارند، ترجيح مىدهند پيوسته پشت پرده باشند و از آنجا حوادث را پيش ببرند و به همين دليل است كه اطّلاعات چندانى در مورد نقش آنان در حوادث جهان منتشر نمىشود و اگر هم كتاب يا مقالهاى درباره آنان نوشته شود يا به سرعت جمع آورى مىشود يا به طرز شگفت انگيزى ناياب.
با اينكه آنها يكى از بزرگترين ثروتمندان جهانند، امّا اطّلاعات دقيقى در مورد ثروت آنان در دست نيست و به همين دليل آمارهاى مختلفى در اين مورد منتشر شده است و به اين ترتيب هيچ كس دقيقاً نمىداند آنان چقدر ثروت دارند و سرمايههاى آنان در كجاست.
مؤسّسان و بنيانگذاران اين خاندان يهودى بسيار خطرناك يك زوج يهودىاند: ١. امشيل ماير و ٢. همسرش، گوتا اشناپر.
اين زوج كه هر دو يهودى بودند، در «فرانكفورت» واقع در جنوب آلمان زندگى مىكردند. امشيل از يهوديان خزرى بود. گفتنى است يهوديان خزرى در اصل يهوديان اصلى نيستند. آنها قبايلى بودند كه در منطقه «گرجستان» كنونى زندگى مىكردند.
اين زوج يهودى كار خود را از خانه چوبى خود كه به سبك معمارى گوتيك در «جودنگاسه»، (خيابان يهودىها) ساخته شده بود، شروع كردند. آنان در طبقه اوّل اين خانه سكونت داشتند و در مغازه كوچكشان و در پيادهرو مقابل آن، به خريد و فروش مشغول بودند. در مغازه آنها، تمامى وسايل مستعمل و دست دوم براى فروش پيدا مىشد. اين مغازه كوچك اكنون نيز به عنوان يادگارى از آن دوران اين امپراتورى اقتصادى، حفظ شده است؛ زيرا اين مغازه پايگاه اوّل و شاهد آغاز حركت و تلاش آنان بود.
در اين مغازه يك سپر سرخ وجود داشت كه به زبان آلمانى به آن روتچيلد مىگويند و به همين دليل تمامى پسران امشيل، نام «روتچيلد» را بر خود نهادهاند.
امشيل در سال ١٧٤٣ م. در فرانكفورت به دنيا آمد و تقدير چنين بود كه او تبديل به يك خاخام شود و به همين دليل به مدرسه دينى فرستاده شد و در آنجا آموزههاى تلمودى و نفرت تلمودى شديد ضدّ مسيحيّت و مسيحيان را آموخت. سپس او به «بانك اوپنهيم» در «هانوفر» فرستاده شد و به مدّت سه سال در آن محل مشغول به كار بود و به اين ترتيب از ظرايف و فنون بانكدارى آگاه شد.
امشيل در آن بانك و در شهر هانوفر بود كه با فرمانده فون استورف، نزديكترين فرد به فردريك دوم (١٧٦٠- ١٧٨٥ م.) آشنا شد.
امشيل در سال ١٧٧٠ م. به فرانكفورت بازگشت و با گوتا اشناپر ازدواج كرد. حاصل ازدواج اين دو، پنج پسر و پنج دختر بود.
اين خانواده در آغاز، زندگى متوسطى داشت. امشيل، خود كالاها را در صندوقى مىگذاشت و در شهر مىگشت و به صورت فروشنده دورهگرد كالاهاى خود را به فروش مىرساند و در اين حال، او به ويژه با ملّىگرايان يهودى و متعصّبان ديدار مىكرد تا از آنان آگاهى كسب كند. در حالى كه امشيل در محلّههاى مختلف شهر، وسايل دست دوم مىفروخت، همسرش گوتا نيز در مغازه مشغول به كار بود.
ديرى نپاييد كه فون استورف، امشيل را به دليل كارى كه براى او در بانك اوپنهيم انجام داده بود، به فردريك دوم معرفى كرد. در آن زمان، ثروت فردريك دوم هفتاد تا صد ميليون فلورن تخمين زده مىشد و كسى در آن روزها چنين ثروتى نداشت.
فردريك دوم نياز به شخصى پليد و ملعون يا يك عروسك داشت كه از او در كارهاى شبههانگيزش استفاده كند و زمانى كه فون استورف در مورد توانايىهاى امشيل و بىوجدانىهاى او با شاهزاده سخن گفت، او امشيل را استخدام كرد.
امشيل، روتچيلد اوّل و بنيانگذار خاندان روتچيلد به شمار مىآيد كه از طريق ثروت هنگفتى كه به چنگ آورد و توزيع جغرافيايى آن ميان فرزندانش در نقاط مختلف جهان، يك امپراتورى بزرگ به وجود آورده و خود بر رأس هرم قدرت قرار داشت و بر اين دنيا حكومت مىكرد.
امشيل ده فرزند (پنج پسر و پنج دختر) داشت:
١. شارلوت ماير، ٢. انسليم، ٣. سالومون، ٤. ناتان، ٥. ايزابلّا، ٦. بابيت، ٧. كارل، ٨. جيمز (جاكوب) ٩. جوليا، ١٠. هزيت. همسر امشيل، گوتا سالها پس از مرگ همسرش زنده بود و در سنّ ٩٦ سالگى از دنيا رفت. وى تا زمان مرگ، در خانه قديمى جودنگاسه در فرانكفورت زندگى مىكرد.
او پيش از مرگ، كلّ جهان خاكى را ميان پنج پسر خود تقسيم كرده بود.
حوزه آلمان را به انسليم، «اتريش» را به سالومون، «انگلستان» را به ناتان، «ايتاليا» را به كارل و «فرانسه» را به جيمز داد و بعدها ايالات متّحده آمريكا نيز به يكى از نوادههايش به نام شونبرگ داد و نام بيلمونت بر آن گذاشت.
امشيل در بستر مرگ، همه فرزندانش را به فرانكفورت فراخواند و پس از خواندن تلمود به آنان گفت: