ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٩- ١ طوبا و حضرت فاطمه (س)
آميختگى عرق جبرئيل (ع) در موقع حمل آن غذا صورت گرفته باشد؛ نه به عنوان يكى از اجزاى اصلى.
٦- ١. تعجيل پيامبر (ص) در مواقعه با حضرت خديجه (س) به امر الهى
پس از آنكه پيامبر (ص) از آن غذاى بهشتى و الهى خورد، برخاست تا براى نماز آماده شود. جبرئيل (ع) او را از نماز خواندن منع نمود و به او فرمود:
«الصَّلَاةُ مُحَرَّمَةٌ عَلَيْكَ فِى وَقْتِكَ حَتَّى تَأْتِى إِلَى مَنْزِلِ خَدِيجَةَ فَتُوَاقِعَهَا فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يَخْلُقَ مِنْ صُلْبِكَ فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً فَوَثَبَ رسول الله (ص) إِلَى مَنْزِلِ خَدِيجَةَ؛ ٢٨
اكنون وقت نماز نيست؛ بلكه بايد به خانه خديجه روى و با وى همبستر گردى. خداوند اراده فرمود كه امشب از صلب شما فرزندى پاك بيافريند. رسول خدا (ص) به دنبال اين فرمان، فورى به طرف خانه خديجه روان گرديد.»
از عبارت «وَثَبَ الى؛ ٢٩ پريد، برجست.» مىتوان فهميد كه اوّلًا امر الهى وجوب فورى داشته است و ثانياً پيامبر اكرم (ص) به خاطر علاقه وافرى كه به همسر خويش داشت، به محض رخصت الهى براى ديدار حضرت خديجه (س)، به منزل ايشان رفت و اين عشق دو طرفه بود؛ زيرا در حديث آمده است كه حضرت خديجه (س) هنگامى كه صداى پيامبر (ص) را شنيد، با شادمانى و خوشحالى فراوان در را باز كرد.
«قَالَتْ خَدِيجَةُ فَقُمْتُ فَرِحَةً مُسْتَبْشِرَةً بِالنَّبِى (ص) وَ فَتَحْتُ الْبَابَ» ٣٠
پيامبر (ص) هر شب طبق عادت، در بدو ورود به خانه، وضو مىساخت و دو ركعت نماز مختصر مىخواند، سپس در بستر قرار مىگرفت؛ ولى در آن شب ظرف آبى طلب نكرد و براى نماز خواندن آماده نشد و اين همان مطلب قبلى، يعنى سرعت و تعجيل در تنفيذ امر الهى را اثبات مىكند. آرى، امر الهى.
٧- ١. احساس باردارى در همان لحظات اوّل براى حضرت خديجه (س)
در آن شب نورانى، نطفه حضرت فاطمه (س) به امر الهى از صلب نبوّت به رحم مطهّر منتقل شد و اين نكته مهمّى بود كه در جمله حضرت خديجه (س)، هويداست؛ اينكه برخلاف تمام انعقاد نطفهها، حضرت خديجه (س) از همان لحظه متوجّه باردار شدن خود گرديد.
«فَلَا وَ الَّذِى سَمَكَ السَّمَاءَ وَ أَنْبَعَ الْمَاءَ مَا تَبَاعَدَ عَنِّى النَّبِى (ص) حَتَّى حَسِسْتُ بِثِقْلِ فَاطِمَةَ فِى بَطْنِى؛ ٣١
سوگند به آنكه آسمان را برافراشت و آب را از چشمهها جارى ساخت، رسول خدا (ص) در آن شب از من دور نگرديد، مگر اينكه سنگينى حمل فاطمه (س) را در وجود خود احساس كردم.»
يكى از بيشترين بحثهايى كه در مورد حضرت فاطمه (س) مطرح شده است، تناسب ايشان با درخت طوبا است كه به جرئت مىتوان گفت ميوههاى درخت طوبا، اصل و اساس وجود مقدّس حضرت فاطمه (س) را تشكيل دادهاند؛ يعنى عصارهاى از بهشت.
٨- ١. نقش درخت طوبا در تولّد حضرت زهرا (س)
به دليل اهمّيت موضوع و نقش طوبا در تولّد و ازدواج آن حضرت، به توضيح مختصرى در مورد طوبا و چند نمونه از احاديث آن اشاره مىگردد.
در زبان هندى و حبشى، طوبا يكى از نامهاى بهشت است ٣٢ و اصل مادّه آن به معناى دورى از آلودگى ظاهرى و باطنى است و متضادّ آن خَبُثَ مىباشد. ٣٣ مرحوم طبرسى در تفسير خود، ده مورد معنى را در زير آن مىآورد. ٣٤ در مجموع مىتوان گفت هر كدام از آن موارد به جنبهاى از آن اشاره دارد.
واژه طوبا به همراه مشتقّاتش پنجاه بار در قرآن كريم به كار رفته است. خود اين واژه، به طور اختصاصى در آيه ٢٩ «سوره رعد» آمده است:
«طُوبىلَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ.»
٩- ١. طوبا و حضرت فاطمه (س)
در مورد تولّد حضرت فاطمه (س) و كيفيّت پيش از آن و همچنين زندگى و ازدواج آن حضرت در ارتباط با شجره طوبا احاديثى آمده كه به اختصار به چند مورد از آنها اشاره مىكنيم تا پردهاى ديگر از حقيقت طوبا و نقش طوبا در تولّد آن بانو، براى ما برداشته شود.
پيشتر بيان گرديد كه پيامبر اكرم (ص) ماجراى ورود به بهشت و خوردن ميوه درخت طوبا و تبديل آن به نطفه صدّيقه كبرا (س) را براى عايشه و (زنان ديگر خويش) بيان كرد. در آخر حديث آمده:
«فَكُلَّما اشتَقتُ الى الجَنَّةِ قَبَّلتُها وَ ما قَبَّلتُها الّا وَجدتُ رائحةَ شجرةِ طوبى مِنها، هِى حوراءُ انسيةُ؛ ٣٥
پس هر گاه كه مشتاق بهشت مىشوم، او را مىبوسم و بوى درخت طوبا را استشمام مىكنم. او [حضرت فاطمه (س)] فرشتهاى با ظاهر انسانى است.»
اين حديث، بسيار مشهور و معروف است كه بيان مىكند حضرت فاطمه (س) چه تناسبى با درخت طوبا دارد. فاطمه زهرا (س) در حديثى اينگونه معرفى شده است:
«الصدّيقةُ الكبرى، راحةُ روحِ المصطفى، حامِلةُ البَلوى مِن غيرِ فزعٍ وَ لا شَكوى وَ صاحِبَةُ شَجَرَةِ طُوبى؛ ٣٦
صدّيقه كبرا، آرامش روح پيامبر (ص) و حمل كننده بلاها بدون گِله و شكايتى و جزع و فزع و صاحب درخت طوبا است.»
صدّيقه طاهره، حضرت فاطمه (س) در خطبه مفاخره خود با همسرش اميرالمؤمنين، على (ع) در عباراتى خود را اينگونه معرفى مىكند:
«انا ثمرةُ فُؤادِهِ [فؤادِ النّبى (ص)] و عُضوٌ مِن اعضائِهِ و غُصنٌ