ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤ - استراتژى آمريكا؛ دشمن جعلى
استراتژى آمريكا؛ دشمن جعلى
سردبير
ترديدى نبايد داشت كه غرب، در شرايطى كه بحران در حوزههاى نظرى، فرهنگى و مناسبات مادّى را به تجربه نشسته است، اسلام و احياى اسلام را به عنوان يك تهديد بزرگ تلقّى كند.
گسترش اسلام در غرب و بروز تمايلات اسلامخواهانه طى دهههاى اخير بيش از هر زمان اين تهديد را جدّى و واقعى جلوه مىدهد.
«ايالات متّحده آمريكا» اگرچه در آخرين منزل از تمدّن تكنولوژيك غربى نشسته است؛ امّا فاقد تاريخ و اسطوره است. عمران اين كشور بيش از دويست سال نيست؛ كلونى بزرگى از مهاجران كه به دلايل مختلف گرد هم آمدهاند. اين امر به منزله نداشتن عاملى مشترك براى حفظ وحدت ملّى و وحدت رويه است.
بخشى از اين خلأ را قهرمانان نو به نو كه توسط سينما و ورزشگاهها جعل و معرفى مىشوند، پر مىكنند. قهرمانانى كه همگى دولتى مستعجل و عمرى كوتاه دارند و بخش ديگر را توهّم دشمنى.
از اين نكته نيز نبايد غفلت كرد كه جعل دشمن خارجى در ايالات متّحده آمريكا، به عنوان عامل مهمّى براى دستيابى به وحدت ملّى شناخته شده است. اين استراتژى در ادوار مختلف و به ويژه با جاىگير شدن نومحافظهكاران در دستگاه اجرايى ايالات متّحده، پر رنگتر از هر زمان خود را در سياست خارجى آمريكا نشان داد.
نو محافظهكاران، متأثّر از مبانى فكرى لئو اشتراوس، پر رنگ جلوه دادن دشمن مفروض خارجى را در سياست خارجى در رأس ساير سياستهاى خود قرار مىدهند.
در سالهاى سخت جنگ سرد، «شوروى» به عنوان دشمن بزرگ غرب و دمكراسى معرفى شد و رسانهها پابهپاى سياستمداران، همه سياهىها، ترس، ناامنى، ديكتاتور منشى و ضدّيت با آزادى و دمكراسى را به سوسياليسم و كمونيسم نسبت دادند و بيش از هفتاد سال از اين جريان سوارى گرفتند.
فروپاشى شوروى، ضرورت جاىگزينى دشمن جديد را به گردانندگان سياست خارجى آمريكا يادآور شد. بازگشت و احياى اسلام، اين فرصت را فراهم آورد تا اسلام و مسلمانان جاىگزين شوروى و كمونيسم شوند.
از اين روست كه عرض مىكنم، يكى از دلايل بروز كينورزى ايالات متّحده آمريكا را به طور خاص درباره اسلام و مسلمانان بايد به اين موضوع باز گرداند. ادوارد سعيد در كتاب «شرقشناسى» مىنويسد:
اسلام به چشم «اروپا» و غرب يك تهديد مىآيد. امروز، اين بيش از هر زمانى جلب توجّه مىكند. چون از يك طرف رسانهها بر سر آنچه ظهور، برگشت يا احياى اسلام مىنامند، اتّفاقنظر و خبر زيادى دارند و از طرف ديگر، بخشهايى از دنياى اسلام، «فلسطين»، «ايران» و «افغانستان» كه توسعه تاريخى متفاوت و نابرابرى را گذراندهاند، به سلطه سنّت غربى به ويژه آمريكا گردن نگذاشتهاند. نظرات متخصّصان و رسانهها در اين مورد، تقريباً شبيه هم است. جامعه روشنفكران و سياسى ايالات متّحده تلاشى براى اصلاح يا حتّى مخالفت با تصوير زشت اسلام به عنوان تهديد نكرد؛ بلكه اين تصوير را تأييد و بزرگ هم كرد. از هلال بحران برژينيسكى تا بازگشت اسلامِ برنارد لوئيس، همه با تصويرى كه رسم شده، هم سو هستند.
انتخاب، بسط و رشد جريان القاعده به عنوان چهرهاى خشن، ضدّ انسانى و نامتمدّن از اسلام و مسلمانان از يك سو كاركرد دامن زدن به اسلامهراسى در غرب را داشت و از ديگر سو، جعل رقيبى از ميان اهل عامّه براى مقابله با جريان انقلابى شيعى ايران اسلامى.
جاى تأسّف است اگر اعلام شود، جماعتى از مسلمانان و از جمله سياستمداران كشورهاى اسلامى نيز نادانسته با عملكرد خود بر تصوير جعلى ارائه شده از اسلام و مسلمانان، مُهر تأييد زدند و با غفلت از ضرورت اصلاح اين تصويرسازى مغرضانه، اجازه دادند كه دشمنان اصلى اسلام، يعنى يهوديّت صهيونيستى به بخش بزرگى از اهداف خودش برسد.
جريانى كه بيش از همه، از وجود خصومت مزمن ميان مسلمانان و مسيحيان و ميان شرق و غرب بهره مىبرد، يهوديّت صهيونيستى است كه در اين ميانه مجال بهرهبردارى دو سويه از شرق و غرب و سركوب مسلمانان به وسيله دولتهاى غربى را