ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - ٣- ٣ تنزّل كاركرد گرايش به مهدويّت
شريعت خلاصه كرده و عصر ظهور را عصر تجلّى شريعت بدانيم، انحراف ديگرى است كه در جامعه امروز ما بايد مواظب آن نيز بود.
عصر ظهور، عصر ظهور كلمه لاالهالّاالله است. باطن دين، ولايت است و شريعت، مناسك جريان ولايت در عرصه باطنى و ظاهرى و فردى و جمعى ماست. شريعت، طريق تولّى ما به ولايت حقّه است؛ طريق تمسّك ما به ولايت و طريق تحقّق عبوديت، سجده و پذيرش الوهيّت خداوند متعال است. از طريق شريعت است كه انسان مىتواند ولايت اولياى الهى را تحمّل كند و از طريق تحمّل ولايت معصومان (ع) حقيقت توحيد را درك نمايد.
بنابراين، فهم عمومى جامعه از معناى صحيح انتظار، بايد با درك رابطه شريعت و ولايت ارتقاء داده شود؛ تا انتظار نيز از انتظار تحقّق شريعت به انتظار تحقّق ولايت و جريان الوهيّت در حيات اجتماعى بشر رفعت يابد؛ يعنى جامعه شيعه از معناى انتظار بايد اين درك را داشته باشد كه در عصر ظهور، توحيد با يك رويكرد تاريخى و اجتماعى محقّق مىشود و محدود به جارى شدن شريعت در مقياس فرد نيست.
تقليل انتظار در سطح رسيدن به كمال فردى، يكى از انحرافهاى خطرناكى است كه در جامعه ما رايج است؛ با اين انحراف نيز بايد مقابله كرد. كمال حقيقى، به دنبال تحقّق ولايت ولىّ حق بودن است، نه در پى تهذيب خود بودن! تهذيب فردى، تابع تحقّق ولايت ولىّ حق در جامعه است. بنابراين اگر فهم ما از مهدويّت، تهذيب فردى براى ملاقات شخصى با امام زمان (عج) باشد، انحراف از معناى حقيقى مهدويّت است.
معناى بسيارى از دعاهايى كه در آنها ملاقات و رؤيت حضرت طلبيده مىشود نيز، ناظر به رؤيت ايشان در عصر ظهور، همراه با تحقّق ولايت است؛ براى مثال: در دعاى ندبه و بعضى دعاهاى ديگر، مانند حرز معروف امام سجّاد (ع) از خدا مىخواهيم كه ولايت حضرت در عالم محقّق شود و ما در ركاب ايشان و تحت لواى ايشان قرار بگيريم و به ملاقات ولىّ الله الاعظم (ع) برسيم.
گاهى انحراف از اين هم خطرناكتر است و انتظار از مكتب احتراز به مكتب اعتراض تنزّل داده مىشود؛ يعنى معتقدند كه انتظار براى ظهور، انتظار معترضانه است! حال آنكه اينگونه نيست؛ انتظار براى ظهور، محتاج سازندگيست. ما بايد بر اساس انديشه مهدويّت دست به اقدامهاى سازندهاى بزنيم و جامعه خودمان و سپس در حدّى كه مىتوانيم، دنياى اسلام و حتّى جامعه جهانى را براى ظهور آماده كنيم.
البتّه همه اين تلاشها، مقدّمهاى براى ظهور است و ما انشاءالله جزو زمينهسازان خواهيم بود؛ وگرنه اصل ظهور با فعل حضرت انجام مىگيرد. هم اذن ظهور با دعاى خود حضرت است و هم فعل ظهور با ايشان است.
«أَمَّنْيُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ؛[١]
اى آن كس كه دعاى بيچاره مضطرّ را به اجابت مىرساند و رنج و غم آنان را بر طرف مىسازد و شما را جانشينان اهل زمين قرار مىدهد؟ آيا با وجود خداى يكتا، خدايى هست؟ اندكى متذكّر هستند».
كلمه مضطرّ در روايات اهل بيت (ع) به وجود مبارك حضرت حجّت (عج) تفسير شده است؛ دعاى حضرت اجابت مىشود و خلافت براى شيعه محقّق مىگردد؛ يعنى الوهيّت خداوند، دعاى مضطرّ امام عصر (عج) را به اجابت مىرساند و مؤمنان به ايشان، به مقام خلافت در ارض مىرسند. انتظار، بايد انتظار سازنده باشد و يكى از مصاديق سازندگى براى ظهور، سازندگى اجتماعى است.
پىنوشتها:
[١]. بيانات مقام معظّم رهبرى در ديدار با اعضاى مجلس خبرگان، ١٧/ ٠٦/ ١٣٩٠.
[٢]. سوره اعراف (٧)، آيه ٩٦.
[٣]. استحسان در لغت به معنى نيكو شمردن چيزى يا به معناى جستوجو از امر نيك و جهت عمل و پيروى از آن است. در معناى اصطلاح فقهى، سرخسى مىگويد: استحسان، عمل به رأى غالب است در جايى كه شرع، موضوع حكمش را مشخّص نكرده و تشخيص آن را به عرف واگذاشته است؛ مانند مقدار غذا و پوشش در آيه ٢٣٣ سوره بقره كه بر عهده شوهر است.
[٤]. سوره مباركه نمل (٢٧)، آيه ٦٢.