ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - خواستگاران حضرت فاطمه (س)
خواستگاران حضرت فاطمه (س)
مسلّم است كه فاطمه (س) خواهان بسيارى داشته است. در اين باره نيازى به ذكر روايات نداريم. پدرش پيش از آنكه به پيغمبرى رسد، در ديده همشهريان مقامى ارجمند داشت.
عمر و ابوبكر هر يك خواهان فاطمه (س) بودند؛ امّا چون خواست خود را با پيغمبر (ص) در ميان نهادند، ايشان گفتند: «منتظر قضاى الهى هستم.»[١]
در «سنن» نسائى آمده است:
پيغمبر (ص) در پاسخ آنان گفت: «فاطمه خردسال است» و چون على (ع) او را از وى خواستگارى كرد، پذيرفت.
امّا نسائى اين حديث را ذيل بابى كه به عنوان برابرى سنّ زن و مرد نوشته، آورده است. بارى از ميان خواستگاران، نام اين دو تن را به اين دليل نوشتهاند كه از لحاظ شخصيّت سرشناستر از ديگرانند، نه آنكه خواستگاران دختر پيغمبر (ص) تنها اين دو مرد سالخورده بودند. يعقوبى نوشته است: گروهى از مهاجران، فاطمه (س) را از پدرش خواستگارى كردند.[٢]
آنچه درباره خواستگارى فاطمه (س) و زناشويى او با على (ع) خواهد آمد، در كتابهاى شيعه و سنّى آمده است.
دختر پيغمبر (ص) خواستگارانى داشت؛ امّا پدرش از ميان همه پسر عموهاى خود، على بن ابى طالب (ع) را براى شوهرى او برگزيد و به دخترشان فرمودند:
«تو را به كسى به زنى مىدهم كه از همه نيكو خوىتر و در مسلمانى پيش قدمتر است.»[٣]
ابن سعد نويسد:
چون ابوبكر و عمر از پيغمبر (ص) پاسخ موافق نشنيدند، على را گفتند: تو به خواستگارى او برو!
و هم او نويسد:
تنى چند از انصار على (ع) را گفتند: فاطمه را خواستگارى كن! وى به خانه پيغمبر رفت و نزد او نشست، پيغمبر (ص) پرسيد:
- پسر ابوطالب براى چه آمده است؟
- براى خواستگارى فاطمه!
مرحبا و اهلًا!
و جز اين جمله چيزى نفرمود.
چون على نزد آن چند تن آمد، پرسيدند:
- چه شد؟
- در پاسخ من گفت: مرحباً و اهلًا.
- همين جمله بس است. به تو اهل و رحب بخشيد.[٤]
گويا اين اختصاص كه نصيب على (ع) گرديد و امتياز قبول