ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - خواستگاران حضرت فاطمه (س)
تو نيرومند ساخته است، مىخواهم براى خود سامانى ترتيب دهم و زنى بگيرم. من براى خواستگارى فاطمه آمدهام. آيا دخترت را به من خواهى داد؟
امّ سلمه گويد:
چهره رسول خدا (ص) از شادمانى بر افروخت و در روى على خنديد و فرمودند: «آيا چيزى دارى كه مهريه دخترم باشد.» على (ع) فرمودند: «حال من بر تو پنهان نيست. جز شمشير و شترى آبكش چيزى ندارم.» پيغمبر (ص) گفت: «شمشير را براى جهاد و شتر را براى آب دادن نخلستان خرما و تهيّه نان خود و باركشى در سفر مىخواهى، همان زره را مهر قرار مىدهم.»[١]
زبير بكار كه كتاب او، «الموفقيّات» از مصادر قديمى به شمار مىرود، از گفته على (ع) چنين آورده است:
نزد رسول خدا (ص) رفتم و در پيش روى او خاموش نشستم؛ چرا كه حشمت و حرمت او را كسى نداشت. چون خاموشى مرا ديد، پرسيد: «ابوالحسن![٢] چه مىخواهى؟» من همچنان خاموش ماندم تا پيغمبر (ص) سه بار پرسش خود را تكرار فرمود. سپس گفت:
گويا فاطمه را مىخواهى؟
- آرى!
- آن زره كه به تو دادم چه شد؟
- دارم!
- همان زره را كابين فاطمه قرار بده.»[٣]
در بعضى روايات ابن سعد، به جاى زره، پوست گوسفند و پيراهن يمانى فرسوده، نوشته است.
و بعضى گويند كه على (ع) شتر خود را فروخت و بهاى آن را كابين قرار داد.
بهاى اين زره يا رقم اين كابين چه بوده است؟ حميرى مؤلّف «قرب الاسناد» آن را سى درهم نوشته است[٤] و ديگران تا چهارصد و هشتاد درهم نوشتهاند.
ابن سعد در يكى از روايات خود بهاى زره را چهار درهم[٥] نوشته است كه گمان دارم تصحيفى از چهارصد است؛ يعنى رقم اربع مأة را اربع ضبط كرده است و ابن قتيبه بهاى زره را سيصد و به روايتى چهارصد و هشتاد درهم مىنويسد.[٦]
بارى كابين دختر پيغمبر (ص) چهارصد درهم يا اندكى بيشتر يا كمتر بود. همين و همين و بدين سادگى نيز پيوند بر قرار گرديد. پيوندى مقدّس است كه بايد دو تن شريك غم و شادى زندگانى يكديگر باشند. كالايى به فروش نمىرفت تا خريدار و فروشنده بر سر بهاى آن با يكديگر گفتوگو كنند. زره، پوست گوسفند يا پيراهن يمانى هر چه بوده است، به فروش رسيد و بهاى آن را نزد پيغمبر (ص) آوردند.
رسول خدا (ص) بىآنكه آن را بشمارد، اندكى از پول را به بلال داد و گفت: «با اين پول براى دخترم بوى خوش بخر!» سپس باقى پول را به ابوبكر داد و گفت: «با اين پول آنچه را دخترم بدان نيازمند است، آماده ساز.» عمّار ياسر و چند تن از ياران خود را با ابوبكر همراه كرد تا با صلاحديد او جهاز زهرا (س) را آماده سازند. فهرستى كه شيخ طوسى براى جهاز نوشته چنين است:
پيراهنى به بهاى هفت درهم. چارقدى به بهاى چهار