ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - رهنمود ٣
رهنمود ٣
از سلمان فارسى حكايت شده:
روزى به محضر حضرت فاطمه (س) شرفياب شدم؛ در حالى كه چادرى ساده و وصلهدار بر سر داشت. گفتم: شگفتا! دختران پادشاهان ايران و قيصر روم بر روى كرسىهاى طلا مىنشينند و پارچههاى زراندود بر تن مىكنند و اين دختر رسول خداست كه نه چادرهاى گرانبها بر سر دارد و نه لباسهاى زيبا و زربافت مىپوشد!
حضرت زهرا (س) در پاسخ من فرمود:
«يا سلمان! إنّ الله ذخّر لنا الثّياب و الكراسىّ ليوم آخر؛[١]
اى سلمان! خداوند بزرگ، لباسهاى زينتى و تختهاى طلايى را در روز قيامت براى ما ذخيره كرده است».
حضرت زهرا (س) پس از رفتن سلمان، به محضر پدر شرفياب مىشود و شگفتى خود را از سخنان سلمان چنين ابراز مىدارد:
«يا رسول الله! إنّ سَلْمان تَعجَّب مِنْ لباسى، فَوَالذّى بَعثكَ بِالْحَقّ ما لى و لعلىّ منذ خمس سنين، إلّا مسك كَبْش نُعلِفُ عليها بالنّهار بَعيرَنا، و إذا كان اللّيلَ افتَرشناهُ و إنَّ مرفقْتنا لمن ادم حشوها ليف؛[٢]
اى رسول خدا! سلمان از سادگى لباس من تعجّب نمود، سوگند به خدايى كه تو را مبعوث فرموده، مدّت پنج سال است كه فرش خانه ما، پوست گوسفندى است كه روزها بر روى آن، شترمان علف مىخورد و شبها بر روى همان پوست مىخوابيم و بالش ما چرمى است كه از ليف خرما پر شده است.»
در حديثى ديگر، از پيامبر اكرم (ص) در پاسخ دخترش حكايت شده:
«يا بُنَيّةَ اصْبرى، فإنّ موسىَ بْن عمْران اقامَ مَع إمْرأته عَشرَ سنين ما لَهُما فَراش الّا عباءة قطوانيّة؛[٣]
دختر عزيزم! صبر و تحمّل داشته باش؛ زيرا موسى بن عمران به مدّت ده سال با همسر خود زندگى مىكرد؛ در حالى كه جز يك قطعه عباى قطوانى نداشتند».
پىنوشتها:
[١]. دلائل الامامه، ج ٧، ص ٢٢٥.
[٢]. بحارالأنوار، ج ٢٧، ص ٧٤.
[٣]. نهج الحياة، ح ٩١.
[٤]. بحارالأنوار، ج ٨، ص ٣٠٣؛
كوكب الدرّى، ج ١، ص ١٧٥.
[٥]. بحارالأنوار، ج ٢٧، ص ٧٤.