ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٧ - حسّاسيت ها
حسّاسيتها
به تازگى از سوى عدّهاى، پرسشهاى نزديك به اين مضمون مطرح مىشود كه: بالأخره ايّام فاطميّه چند روز است؟ مگر حضرت صدّيقه (س) يك روز شهادت بيشتر دارند؟ اين فاطميّه اوّل و دوم چيست؟
گاهى اوقات اگر به احتمالات و پاسخهايى كه ممكن است، پرسشهاى ما را داشته باشند، فكر كنيم و ثمره آنها را مورد ارزيابى قرار دهيم قبل از مطرح كردن آنها، از طرح اين نوع پرسشها منصرف مىشويم. پرسشهايى هم كه درباره تعداد روزهاى ايّام فاطميّه و سؤالاتى از اين قبيل مطرح مىشود، نيز جزو مواردى هستند كه ثمرهاى در پاسخ دادن به آنها حاصل نمىشود.
حال فرض بفرماييد كه با دلايل متقن اثبات شود كه مثلًا فلان روز، سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) مىباشد، باز هم خللى در حركتهاى فرهنگى مراكز دينى ايجاد نمىشود؛ زيرا زمينه به وجود آمدن روزهايى به عنوان ايّام فاطميّه، به دليل زنده نگه داشتن فرهنگ فاطمى بوده و مجالس گوناگون مذهبى هم به فراخور امكانات و شرايط مخصوص به خود، بين اين دو تاريخ معتبر كه از روايات صحيحه استفاده مىشود؛ عدّهاى روزهاى ابتدايى نزديك به شهادت اوّل را مثلًا پنج روز يا ده روز را به برگزارى مجالس وعظ و عزادارى مىپردازند و عدّهاى هم با توجّه به شرايط خاصّ خود ترجيح مىدهند، روزهاى فاطميّه دوم را انتخاب كنند و برخى هم به زنده نگه داشتن هر دو روز مىپردازند.
پس كسانى كه به زنده نگه داشتن ايّام فاطميّه اوّل و دوم مىپردازند، چنين دغدغهاى ندارند كه مثلًا ٢٠ روز براى حضرت عزادارى كنند يا كمتر يا بيشتر، بلكه هدف از تشكيل چنين مجالسى فهم و نشر فرهنگ فاطمى مىباشد كه اين موضوع اختصاص به ايّام فاطميّه اوّل يا دوم ندارد و ما بايد به اميد روزهايى تلاش كنيم كه همه ايّام ما «علوى»، «فاطمى» و «حسينى» شوند.
به دوستانى كه چنين سؤالاتى را مطرح مىكنند (به انگيزههاى گوناگون كه ممكن است برخى مغرضانه باشد، كار نداريم.) عرض مىكنيم، ما درصدد اثبات اين نيستيم كه ثابت كنيم اين ايّام شرعى هستند يا نيستند؟ و شايسته اين است كه اگر قرار بود سؤالى هم مطرح شود، اين سؤال را مطرح مىكرديم كه، آيا اقتدا و توسّل به حضرت صدّيقه طاهره (س) از نظر شرع جايز است يا نه؟
در ادامه سعى مىكنيم پاسخ كوتاهى به اين پرسش ارائه كنيم.
از آنجايى كه مبناى عمل مسلمانان بر اساس معارف و دستورات قرآن و پيامبر اكرم (ص) و جانشينان او از خاندانش مىباشد، بنابراين قول، عمل و تقرير پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) دليل شرعى در اثبات جواز يك عمل مىباشد. به عبارت ديگر يكى از راههاى اثبات جواز عمل به يك كار، مىتواند عمل كردن يكى از معصومان (ع) به آن باشد؛ زيرا در منابع اسلامى عمل كردن به سيره و روش معصوم كه از جانب خداوند منصوب شده است، حجّيت دارد.
به طورى كه در مورد پيامبر اكرم (ص) در قرآن آمده كه ايشان اسوه حسنه، براى بشريّت هستند و بنابراين تمسّك به سيره ايشان و جانشينانش روش حسن مىباشد.
در كتاب «رياحين الشّريعه» درباره سيره حضرت امام باقر (ع) آمده كه هرگاه تب بر حضرت غلبه مىكرد، آب سرد بر خود مىريخت و با صداى بلند، به طورى كه هر كس در خانه بود، صداى آن حضرت را مىشنيد، مىفرمود: «يا فاطمه بنت محمّد (ص).»
علّامه مجلسى در اين باره گفته است:
شايد حضرت باقر (ع) در موقع تب، مادرش، فاطمه (س) را صدا مىزده براى استشفاء كه خداوند متعال به دليل اين توسّل، او را شفا دهد. پس همانطور كه مشهود است، اصل توسّل به حضرت صدّيقه طاهره، فاطمه زهرا (س) از سوى امام معصوم (ع) امرى پسنديده و شرعى بوده است.
و بهتر است به جاى اينكه روى تعداد ايّام فاطميّه بحث كنيم با تأسّى از امام معصوم (ع) خود، در دارالشّفاى فاطمه (س) به درمان دردهاى عقيدتى و عملى خود در زندگى فردى و اجتماعى بپردازيم و سعى كنيم مجالس خويش را در جهت