ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - ١- ٣ جريان سكولاريسم و شكل گيرى مدرنيته اخلاقى؛ خطرناك انحراف از انديشه مهدويّت
مطلوب قلمداد مىكنند. به نظر من، تسرّى اين مدل حكومت به داخل كشور، اصلىترين خطريست كه انديشه مهدويّت را تهديد مىكند و به هيچ بهايى نبايد از آن غافل شد.
پيدايش فتنه ٨٨ نيز در تفكّر سكولاريسم ريشه دارد. در اين حادثه، جريان سكولاريسم تماميّتخواه به ميدان آمده بود تا با تمسّك به هر ابزار ممكن، همچون حركتهاى خيابانى و شورشهاى مدنى، مسير انقلاب را به سوى سكولاريسم برگرداند و مسير حركت انقلاب به سمت عصر ظهور را تا حركت به سمت جامعه ليبرال دمكراسى تنزّل دهد. البتّه ادّعا نمىكنيم كه همه اشخاصى كه در اين جريان سهيم بودند، اينطور مىانديشيدند و از اين ماجرا آگاهى داشتند؛ امّا به يقين، پشت صحنه اين فتنه، دستهاى سكولاريسم جهانى در كار بود و اين حادثه نيز قطعهاى از جورچين سكولار كردن جهان محسوب مىشد.
رسوخ انديشه سكولاريسم در ميان جامعه، اين خطر را در پى دارد كه مهدويّت از يك افق روشن پيشروى جامعه شيعى، به يك ايده ذهنى تقليل پيدا كند و در حدّ جامعهاى همچون جامعه ليبرال دمكراسى تفسير و تعبير شود. افرادى بر پايه نگاه سكولار به جهان هستى مىگويند: مهدويّت، چيزى نيست؛ الّا پيشرفت ارادههاى انسانى. خود انسانها هستند كه عصر مطلوب را مىسازند. به طور خلاصه ادّعا مىكنند كه چيزى به نام امام معصوم، محور تحقّق جامعه مطلوب نيست و خود انسان مىتواند سرپرست رشد خودش باشد.
اينكه عصر ظهور و افق جامعه مطلوب اسلامى در حدّ مدرنيته اخلاقى تنزّل پيدا كند، بزرگترين انحراف از مسير مهدويّت است. مقام معظّم رهبرى مدظلّهالعالى بارها به اين نكته اشاره كرده و نسبت به غفلت از آن هشدار دادهاند. از جمله در ديدار با اعضاى خبرگان رهبرى خاطر نشان كردند:
اينكه ما بياييم مسئله عقلانيّت را مطرح كنيم و بگوييم بر سر عقل آمدن انقلاب، اين ما را به نتيجه نمىرساند. من يادم هست آن سالهاى اوّل انقلاب، از جمله حرفهايى كه زده مىشد، اين بود كه بايستى ما انقلاب را سر عقل بياوريم! يعنى عقلانيّت را به عنوان يك وسيله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پايههاى اصلى صرف نظر كنند؛ اين نبايد انجام بگيرد.[١]
انحراف از ارزشها، انحراف از مهدويّت است؛ كسانى كه مىخواهند ارزشهاى سكولار را بر جامعه اسلامى حاكم كنند، مخالف مهدويّتند. جامعه شيعه، از مسيرهاى دشوار و صعبالعبورى چون سالهاى طولانى مبارزات سياسى در زمان ائمه اطهار (ع) عبور كرده تا به نظام اسلامى موجود رسيده است. اين اتّفاق و يكپارچگىاى كه امروزه جامعه شيعه شاهد آن است، پس از ساليان سال پراكندگى به دست آمده است. با آگاهى به عبور از اين دورههاى دشوار و برپايى حكومت ولايت فقيه، كه مدل سياسى اسلام در مقابل مدل سياسى دنياى منحطّ غرب است؛ اقبال دوباره به سكولاريسم، يك انحراف بزرگ و تاريخى و خيانت به عظيمترين دستاورد جامعه شيعى است.
سردمداران سكولاريزاسيون در جهان اسلام، بهانههاى مختلفى براى ادّعايشان دارند؛ از جمله تصوّر مىكنند كه عقلانيّت اجرايى، تنها در عقلانيّت سكولار و مدرن منحصر است؛ بنابراين اگر بخواهيم جامعه را بهگونهاى عقلانى اداره كنيم، به ناچار بايد از نسخههاى سكولار استفاده نماييم. در نقد اين نگرش بايد به اين مسئله توجّه داشته باشيم كه عقلانى كردن يك جامعه با توسّل به مدلهاى سكولار، نيازمند انقلاب اسلامى نبود؛ زيرا در دوره پهلوى نيز اين كشور به سمت دروازههاى تمدّن غرب پيش برده مىشد. آزادى مذهبى هم كمابيش در جامعه برقرار بود و مردم مىتوانستند با مراجعه به مراجع دينى و عمل به رسالههاى عمليّه، دلخوش باشند كه به مناسك اسلامى عمل كردهاند! آنچه موجبات برپايى انقلاب