ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢١ - چرا قبر مطهّر حضرت زهرا (س) مخفى است؟
دختر مىميرد و دفن مىشود؛ ولى احدى از شما، نه در وفات و دفنش حاضر است و نه در نماز بر جنازهاش و هيچ كدام قبرش را نمىشناسيد تا آن را زيارت كنيد؟![١]
اميرالمؤمنين (ع) با عمل به وصيّت زهرا (س) اذهان جامعه را دچار شكّ و ترديد كردند و مشروعيّت خليفه را زير سؤال بردند و مظلوميّت حضرت زهرا (س) را بيشتر آشكار ساختند و اين سؤال را هميشه براى همگان مطرح كردند كه چرا قبر زهرا (س) مخفى مانده است؟ بدين طريق زمانى كه حضرت زهرا (س) از دنيا رفتند، مردم سراسيمه به خانه حضرت زهرا (س) مىآمدند و منتظر بيرون آمدن جنازه بودند كه على (ع) به ابوذر فرمودند:
«برو و با صداى بلند اعلام كن كه برگردند؛ زيرا تشييع جنازه دختر رسولخدا امشب صورت نمىگيرد و به تأخير افتاده است.»
مردم كه متفرّق شدند، حضرت على (ع) با كمك اسماء بدن حضرت را غسل و كفن كردند و در نيمه شب با عدّهاى از نزديكان و ياران خويش كه عبارت بودند از: سلمان، ابوذر، مقداد، عمّار و چند تن ديگر جنازه دختر رسول خدا (ص) را شبانه تشييع كردند و شبانه به خاك سپردند و حضرت على (ع) قبر حضرت فاطمه (س) را همسطح زمين كردند و حتّى روايت شده در چند نقطه در بقيع، قبر درست كردند تا دشمنان متوجّه نشوند كه قبر حضرت فاطمه (س) كدام يك است و اين راز مخفى ماندن قبر فاطمه (س) براى هميشه مانده است و كسانى هم كه حضور داشتند، ديگر بعدها محلّ اختفاى قبر فاطمه (س) را بيان نكردند.[٢]
مرحوم شيخ صدوق درباره علّت دفن شبانه آن حضرت مىنويسد:
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىِّ بْنِ أَبِى حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ عليه السّلام لِأَىِّ عِلَّةٍ دُفِنَتْ فَاطِمَةُ (عليها السّلام) بِاللَّيْلِ وَ لَمْ تُدْفَنْ بِالنَّهَارِ قَالَ لِأَنَّهَا أَوْصَتْ أَنْ لا يصَلِّىَ عَلَيْهَا رِجَالٌ [الرَّجُلانِ]؛
علىّ بن ابوحمزه از امام صادق (ع) پرسيد: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟ فرمود: «فاطمه (س) وصيّت كرده بود تا در شب، وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.»[٣]
مرحوم صاحب «مدارك» مىگويد:
إِنَّ سَبَبِ خِفاءَ قَبْرِها (عَلَيْهِا السَّلام) ما رُواه المُخالِفِ وَ المؤالفِ مِنْ أَنَّهَا (عَلَيْهَا السَّلام) أَوْصَتْ إِلى أميرِالمُؤمِنِينَ (عَلَيهِ السَّلام) أنْ يدْفَنُها لَيْلًا لِئَلا يصَلَّى عَلَيْها مِنْ آذاها وَ مَنَعْها ميراثِهَا مِنْ أبيها (صَلَّى اللهِ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)؛
علّت مخفى بودن محلّ دفن فاطمه (س) آن گونه كه مخالف و موافق نقل كردهاند اين است كه آن حضرت به اميرمؤمنان (ع) سفارش كرد تا او را شبانه دفن كند تا آنان كه او را اذيّت كرده و از ارث پدرش محروم كرده بودند، بر وى نماز نخوانند.[٤]
بنابراين با توجّه به مطالبى كه عرض شد، علّت مخفى ماندن قبر آن حضرت را مىتوان در امور زير خلاصه كرد:
١. اينكه، دشمنان و غاصبان حقّ آن مظلومه به قبر آن حضرت دسترسى نداشته باشند تا روزى درصدد نبش آن برنيايند؛
٢. اينكه، خود آن حضرت خواستند كه شبانه و مخفيانه، دفن شوند كه به تبع آن قبرشان مخفى بماند؛
٣. با توجّه به محتواى وصيّت ايشان در مورد دفن آن حضرت؛ مىتوان گفت كه مىخواستند با اين كار، افكار عمومى را بيدار كرده و مردم را نسبت به ظلم حكّام زمانشان نسبت به ايشان و على (ع)، آگاه سازند. بنابراين اين سؤال را كه چرا قبر حضرت فاطمه (س) مخفى ماند؟ براى هميشه در اذهان مردم زنده نگه دارند. در پايان نقل يك قضيه خالى از لطف نيست: مرحوم آيت الله مرعشى نجفى (ره) از پدر بزرگوارش، مرحوم
حاج سيّد محمود مرعشى نقل مىكردند كه آن مرحوم درصدد بود كه به هر وسيلهاى كه ممكن باشد، محلّ دفن حضرت زهرا (س) را به دست آورد، به اين منظور ختم مجرّبى را آغاز مىكند و چهل شب آن را ادامه مىدهد تا در شب چهلم به خدمت حضرت باقر (ع) يا حضرت صادق (ع) شرفياب مىشود، امام (ع) به ايشان مىفرمايند:
«عليك بكريمه اهل البيت؛ به دامن كريمه اهل بيت پناه ببريد.»
عرض مىكند: بلى من هم اين ختم را براى اين منظور گرفتهام كه قبر شريف بىبى را دقيقاً بدانم و به زيارتش بروم.
امام (ع) فرمودند: «منظور من قبر شريف حضرت معصومه (س) در قم مىباشد.» سپس ادامه داد:
«براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محلّ دفن حضرت فاطمه (س) همواره مخفى بماند و بنابراين قبر حضرت معصومه (س) را تجلّيگاه قبر آن حضرت قرار داده است. هر جلال و جبروتى كه براى قبر شريف حضرت زهرا (س) مقدّر بود، خداوند متعال همان جلال و جبروت را بر قبر مطهّر حضرت معصومه (س) قرار داده است.»[٥]
پىنوشتها:
[١]. حجّت الله النجفى الرّضوى الاميرى، احتجاج الزّهرا فاطمه، انتشارات فروزان، چاپ دوم، ص ٢١٠.
[٢]. خشاوى، شهين، زندگانى سياسى حضرت زهرا (س)، تهران، نشر عابد، چاپ اول، ١٣٧٨، ص ٢٨٠.
[٣]. عاملى، سيّد جعفر مرتضى، رنجهاى زهرا (س)، ترجمه محمّد سپهرى، قم، نشر ايّام، چاپ اوّل، ١٣٧٨، ص ٢٢١.
[٤]. مجلسى، محمّدباقر، بحارالأنوار، ترجمه محمّدجواد نجفى، انتشارات اسلاميه، ١٣٥٤، جلد دهم، ص ١٩٥.
[٥]. الصدوق، أبو جعفر محمّد بن على بن الحسين (متوّفاى ٣٨١ ه-)، علل الشرايع، ج ١، ص ١٨٥، تحقيق: السيد محمّد صادق بحر العلوم، ناشر: منشورات المكتبة الحيدرية ومطبعتها- النجف الأشرف، ١٣٨٥- ١٩٦٦ م.
[٦]. الموسوى العاملى، السيد محمّد بن على (متوفاى ١٠٠٩ ه-)، مدارك الأحكام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٨، ص ٢٧٩، نشر و تحقيق مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الأولى، ١٤١٠ ه).
[٧]. كريمه اهل بيت، صص ٤٣- ٤٥. اين داستان را مرحوم آيت الله مرعشى چندين بار در ملاقاتهاى اينجانب (على اكبر مهدىپور) با ايشان از پدر بزرگوارشان نقل كردهاند.