ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - ٧ محور درگيرى با جبهه باطل شدن، نتيجه سلوك با بلاى ولى خدا
را در بياور، قسمشان دادم، اگر مىخواهيد مرا به چاه بيندازيد، لختم نكنيد، يكى از برادران كارد كشيد و گفت: اگر لباسهايت را در نياورى مىكشمت، بعد عريان مرا به چاه انداختند، به اينجا كه رسيد، حضرت يعقوب (ع) غش كرد، وقتى كه به هوش آمد، گفت: بقيه را بگو، حضرت يوسف فرمودند: مرا معاف بداريد، بقيهاش گفتنى نيست».
كداميك از ما وقتى گفتند: امام حسين (ع) را عريان كردند، غش كرده است؟ اصلًا جريان حضرت يوسف (ع) و امام قابل مقايسه است؟ حضرت يعقوب (ع) در اوج قدرت، نمىتواند تحمّل بكند؛ بنابراين نمىتوانند روضه امام حسين (ع) را در بهشت براى اهلش بخوانند؛ در حالىكه در بهشت همه چيز تمام شده است.[١]
پىنوشتها:
[١]. سوره نساء (٤)، آيه ٧٩.
[٢]. سوره يس (٣٦)، آيه ٦٨.
[٣]. كلينى، اصول كافى، ج ٣، ص ٣٤٥، باب آنچه خداوند به وسيله مؤمن دفع مىكند.
[٤]. سوره صافات (٣٧)، آيه ١٠٧.
[٥]. همان، آيه ١٠٥.
[٦]. تفسير نورالثقلين، ج ٤، ص ٤٣٠.
[٧]. علّامه مجلسى، بحارالأنوار، ج ٩٨، ص ٣٢٠.
[٨]. اين سخن يزيد دنباله «ان الرجل ليهجر» است. با اين فرق كه اولى در پرده تقيه گفته شده ولى يزيد احساس مىكرد هر چه مانع بوده برداشته است و كسى به او اعتراض نمىكند، يك مانع بود آن هم سرش جلو من است، لذا هر چه در باطن داشت صراحتاً گفت: به عبارت ديگر؛ يكى منافقانه است و ديگرى كافرانه.
[٩]. بنابراين در زيارت عاشورا آمده است «لعن الله امةً اسّست أساس الظلم و الجور عليكم» اراده آنها را از طريق اراده يزيد و عمر سعد در عاشورا حضور يافته و آنها شريك قتل و شهادت حضرت هستند و بر اين عذاب مىشوند.
[١٠]. دعاى ندبه.
[١١]. كامل الزّيارات، ص ٢١٣، باب ٣٥.
[١٢]. از طرفى عظمت مصيبت حضرت آنقدر زياد است كه همه پيامبران و موجودات براى حضرت گريستهاند، از طرف ديگر مىدانيم همه افعال ايشان عين عبادت است و روايت داريم كه آنها مأمور به تكاليفىاند كه ديگران آن تكاليف را ندارند. علاوه بر اين روايت داريم كه «إنّ أمرنا صعبٌ ...» بنابراين مصيبتى كه حضرت در گودال قتلگاه كشيدهاند فقط در ظرف تحمل معصومى (ع) است نه ديگران و اگر باطن آن مصيبت آشكار شود ديگران قدرت تحمل آن را حتى در بهشت ندارند؛ زيرا ولى الهى از عالم انوار آمده تا عالم را به سمت نور ببرد او را عطشان، گرسنه و ... بين دو نهر آب در حالى كه زن و بچهاش در معرض تعرض دشمناند (و با اينكه قدرت دارد همه آنها را با اشاره زمين ببرد) شهيد مىكنند و سرها را به نيزه مىزنند و ...
دليل ناله بلبل
گويند: روزى، ناصرالدّين شاه از «ملك الشّعرا» درباره معنى اين شعر حافظ شيرازى سؤال نمود:
|
بلبلى برگ گلى خوش رنگ در منقار داشت |
و اندر آن برگ و نوا خوش نالههاى زار داشت |