ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - استمداد حضرت سليمان پيامبر (ع)
گذاشت.
همين طور ادامه مىدهد و مىگويد: خوشا به حال آنان كه با او و همراهان او همراهى كنند.
اكنون اى آنند! بيش از اين نمىتوانم به تو ياد دهم (و اسرار را برايت ظاهر كنم).
استغاثه نوح پيامبر (ع) براى نجات كشتى
در ژوئيه ١٩٥١ م. گروهى از دانشمندان معدنشناس روسى، هنگام معدنيابى و كندن زمين به تخته چوبهاى پوسيدهاى برخوردند كه بعد از تحقيقات و بررسى كامل باستانشناسى فهميدند كه متعلّق به بقاياى كشتى نوح (ع) است. در بين اين چوبهاى پوسيده به يك تكّه تخته چوب مستطيلى برخوردند كه همه را به حيرت انداخت؛ زيرا در اثر گذشت زمان كهنگى و پوسيدگى به تمام چوبها راه يافته بود، جز اين تختهچوب كه ١٤ اينچ طول و ١٠ اينچ عرض داشت و حروفى چند بر آن منقّش بود. دولت «روسيه» براى تحقيق و بررسى درباره اين تخته چوب در ٢٧ فوريه (١٩٥٣ م.) كميتهاى تشكيل داد كه اعضاى آن، باستانشناسان و استادان آشنا به زبانهاى عتيق بودند كه اسامى اين اساتيد در صفحات ٣٦ و ٣٧ كتاب «على و پيامبران» ضبط و نگاشته شده است.
بنابراين پس از ٨ ماه تحقيق و كاوش، اسرار آن تختهچوب براى كميته، كشف گرديد و معلوم شد كه اين تخته چوب از كشتى حضرت نوح پيامبر (ع) است كه براى تَيمُّن و مددخواهى، چيزهايى بر آن نوشته شده و بر كشتى نصب كردهاند. در وسط تخته، يك تصوير پنجه نمايى وجود داشت كه عبارتى چند، به زبان سامانى بر آن نگاشته بود (زبان رايج در زمان حضرت نوح (ع) و تا چندى بعد از زمان نوح، زبان سامى يا سامانى بود و زبانهاى عبرانى، سريانى، قيهانى، قبطى، عربى و غيره از شاخههاى مختلف همان زبان است). ترجمه و شرح آن بدين قرار است:
«اى خداى من، اى مددكار من به لطف و مرحمت خود و به طفيل ذوات مقدّس: محمّد، ايليا، شُبّر، شُبير و فاطمه، دست مرا بگير؛
اين پنج وجود مقدّس از همه با عظمتتر و واجب الاحترام هستند و تمام دنيا براى آنان برپا شده است.
پروردگارا به واسطه نامشان، مرا مدد فرماى!
تو مىتوانى همه را به راه راست هدايت نمايى».
توضيحات بيشتر و تصوير لوح كشتى حضرت نوح (ع) و انتشار خبر آن در مجلّات و روزنامههاى دنيا به طور كامل در كتاب «على و پيامبران» آورده شده است.
استمداد حضرت سليمان پيامبر (ع)
در لوح نقرهاى كه با حاشيه جواهرات گرانبها، مرصّع در وسطش خطوطى به حروف طلايى نگارش يافته بود، در جنگ جهانى اوّل (١٩١٦ م.) به وسيله سربازان انگليسى در چند كيلومترى «بيت المقدّس»- كه مشغول سنگرگيرى و حمله بودند- در دهكده كوچكى به نام «اونتره» كشف گرديد كه بعد از ترجمه و بررسى در سوم ژانويه (١٩٢٠ م.) معلوم شد كه اين لوح مقدّسى است به نام «لوح سليمانى» و سخنانى از حضرت سليمان (ع) را در بر دارد كه به الفاظ عبرى قديم نگارش يافته است كه ترجمه لوح سليمانى بدين قرار است:
«الله، احمد، ايلى، باهتول، حاسن، حاسين
ياه احمد! مقذا= اى احمد! به فريادم رس
ياه ايلى! الضطاه= يا على! مرا مدد فرماى
ياه باهتول! اكاشئى= اى بتول! نظر مرحمت فرماى
ياه حاسن! اضو مظع= اى حسن! كرم فرماى
ياه حاسين! بارفو= يا حسين! خوشى بخش
همين سليمان اكنون به اين پنج بزرگوار استغاثه مىكند:
بذات الله كم ايلى= و على قدرت الله است»
اعضاى كميته، چون بر مضمون نوشته لوح مقدّس اطّلاع يافتند، هريك با ديده تعجّب به ديگرى نگريستند و انگشت حيرت به دندان گزيده و پس از تبادل نظر قرار بر اين شد كه اين لوح در «موزه سلطنتى بريتانيا» گذاشته شود؛ ولى بعد آن را در رازخانه كليساى انگلستان گذارند كه فقط «اسقف» از آن اطّلاع داشته باشد.
پىنوشت:
[١]. سوره بقره (٢)، آيه ٣٧