ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - تدقيق واژگان
چند رنگ است. علم را در كاشان «طوق»، در «يزد» و «ابيانه» «شَدِّه»، در قم «عَلَم رختپوش» و در دزفول و شوشتر خود همان «علم» و سر علم آن را «علمك» مىنامند.[١]
واژه پركاربرد ديگر، «بيرق» است. دهخدا، با استناد به واژهنامههاى كهن، واژه بيرق را تركى و همسان علم، لواء، درفش، اختر، رايت درنظر مىگيرد. وى بيرق را حرير رنگينى كه بر سر علم و نيزه و كلاه خود بندند، همچنين پرده علم و نشان فوج و غيره كه كوچك باشد، معرفى مىكند.[٢] دكتر على بلوكباشى، در تعريف بيرق عملًا رويكردى مردمشناختى را اختيار مىكند و مىگويد: پردهاى است به شكل مستطيل يا مثلث كه بر سر دستهاى چوبى نصب كردهاند. پرده بيرقها از پارچههايى به رنگ سياه، سبز، سرخ و سفيد ساده يا نقشدار تهيه مىشود. روى برخى از پردهها، آيههايى از قرآن يا جملاتى دعايى نوشته يا گلدوزى كردهاند. بر سر چوب هر بيرق، معمولًا پيكانى يا پنجه دستى يا قبّهاى كار گذاشتهاند.
وى مىافزايد: «بيرق سياه را نشان غم و ماتم، سبز را نشان خاندان پيامبر (ص) و تقدّس آن، سرخ را نماد جنگ و شهادت و سفيد را نشان صلح و دوستى توجيه مىكنند. بيرق را بيرقداران در پيشاپيش و ميان و عقب دستهها حمل مىكنند. در برخى نواحى ايران بيرق را عَلَم مىنامند.»[٣]
برخى تحقيقات نشان مىدهد كه اصل استفاده نمادين علم از مشهد بوده و از آنجا به ديگر مناطق ايران اشاعه يافته است.[٤]
توغ كه به صورت توق و طوق نيز ثبت شده، معنايى مشابه دو اصطلاح قبلى دارد.[٥]
در تعريف مردمشناختى درباره طوق مىيابيم: توغ، يا توق كه به صورت طوق نيز در متون تاريخى و فرهنگهاى لغت آمده، واژهاى تركى و به معناى بيرق و علم است ... طوق يك تيغه يا سر فولادى با زبانهاى بلند دارد كه روى صندوقچه فلزى كوچك ضريحمانندى بر پايهاى چوبى يا فلز چليپا شكل استوار است. تيغه، گلابى شكل يا سرومانند است و روى آن آيات قرآنى و جملات دعايى ... را كنده و با زر كوبيدهاند. تيغه طوقهاى قديمى دو بدنه گلابىشكل داشت كه به يكديگر وصل بودند و يك تيغه چهارپر منحنى شكل را مىساختند. روى محور افقى در دو سوى تيغه يا سر طوق معمولًا دو طاووس فلزى روى دو صندوقچه مشبّك و روى دو زايده بيرونآمده از چپ و راست بالاى شكم تيغه دو سر اژدهاى فلزى دهان گشوده كار مىگذاشتند. در محرّم طوق را با افكندن چند طاق شال ترمه و پارچه حرير سبز و سياه روى محور افقى مىآرايند.[٦]
ديگر مفهوم مرتبط با مفاهيم ذكر شده «جَريده» است. جريده نوعى علم است كه در برخى ويژگىها با علم متفاوت است. اساساً جريده به نوعى علم گويند كه در برخى از شهرها مانند كاشان، قم، كرمان، يزد، مشهد و «هرمزگان» در دستههاى عزا مىگردانند. شكل و ساختمان جريده مخصوص كاشان