ماهنامه موعود
(١)
شماره يكصد و سى ام- يكصد و سى و يكم
٢ ص
(٢)
فهرست
٢ ص
(٣)
اسلام و ايران
٤ ص
(٤)
يك دعوت نامه ساده
٤ ص
(٥)
اوّلين ايرانيان مسلمان
٤ ص
(٦)
حمله اعراب مسلمان به ايران
٦ ص
(٧)
نامه عمر بن خطّاب به يزدگرد سوم و جواب او
٦ ص
(٨)
پاسخ يزدگرد سوم به نامه عمر بن خطّاب
٦ ص
(٩)
فتح ايران
٧ ص
(١٠)
مواليان ايرانى
١٠ ص
(١١)
چرا اسلام، چرا تشيع؟
١٠ ص
(١٢)
گاپ؛ پروژه اى صهيونيستى
١٢ ص
(١٣)
پروژه گاپ، پروژه اى صهيونيستى
١٣ ص
(١٤)
موقعيت گاپ در گستره سرزمينى تركيه با توجّه به موقعيت عراق و سوريه
١٤ ص
(١٥)
برنامه هاى رژيم صهيونيستى در منطقه جنوب شرق تركيه
١٤ ص
(١٦)
دلايل اهمّيت ژئو استراتژيك و ژئوپليتيك منطقه گاپ
١٤ ص
(١٧)
تركيب بند عاشورايى
١٨ ص
(١٨)
امام حسين (ع) فراتر از بيان و تعريف
٢٢ ص
(١٩)
اگر عاشورا نبود
٢٨ ص
(٢٠)
فتح محمدى فتح حسينى فتح مهدوى
٣٠ ص
(٢١)
فتح محمدى
٣١ ص
(٢٢)
فتح حسينى
٣٢ ص
(٢٣)
فتح مهدوى
٣٤ ص
(٢٤)
ارتباط امام مهدى (ع) با امام حسين (ع)
٣٦ ص
(٢٥)
الف امام مهدى (ع) از تبار امام حسين (ع)
٣٦ ص
(٢٦)
ب تحقّق اهداف عاشورا با قيام مهدى (ع)
٣٧ ص
(٢٧)
ج مهدى (عج) منتقم خون امام حسين (ع)
٣٨ ص
(٢٨)
د مهدى (ع) هميشه به ياد حسين (ع)
٣٩ ص
(٢٩)
چهار ويژگى انقلاب حسين (ع)
٤١ ص
(٣٠)
در محضر زيارت ناحيه مقدّسه
٤٢ ص
(٣١)
بررسى سند و محتواى اين زيارت
٤٤ ص
(٣٢)
بررسى سند زيارت
٤٤ ص
(٣٣)
بررسى محتوايى زيارت
٤٤ ص
(٣٤)
بخش اوّل درود و سلام بر انبيا و پنج تن آل عبا
٤٥ ص
(٣٥)
بخش دوم بيان حالات و اوصاف شخصى امام حسين (ع)
٤٥ ص
(٣٦)
بخش سوم بيان مصائب دردناك حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و يارانش
٤٥ ص
(٣٧)
بخش چهارم اظهار اندوه در برابر واقعه جان گداز كربلا
٤٥ ص
(٣٨)
بخش پنجم گواهى بر اداى وظيفه حسين (ع)
٤٥ ص
(٣٩)
بخش ششم فلسفه قيام امام حسين (ع)
٤٥ ص
(٤٠)
بخش هفتم بيان مراحل قيام كربلا
٤٦ ص
(٤١)
بخش هشتم برخورد شديد دشمن با امام حسين (ع)
٤٦ ص
(٤٢)
بخش نهم وقايع بعد از شهادت و آثار آن
٤٦ ص
(٤٣)
بخش دهم ارتباط با خدا به وسيله پيامبر (ص) و اهل بيت (ع)
٤٦ ص
(٤٤)
ياران دو انقلاب، عاشورا و عصر ظهور
٤٨ ص
(٤٥)
ويژگى هاى مشترك ياران دو حادثه
٤٨ ص
(٤٦)
1 بصيرت و بينش
٤٨ ص
(٤٧)
2 عشق ورزان به امامت و ولايت
٥١ ص
(٤٨)
3 دين مدار، دين دار و دين يار
٥٢ ص
(٤٩)
4 تدبير، روشن بينى در برنامه ريزى
٥٢ ص
(٥٠)
عاشورا، محور سلوك
٥٤ ص
(٥١)
1 آثار و فوايد ابتلائات الهى
٥٤ ص
(٥٢)
2 انواع بلاها متناسب با ظرفيت هاى مختلف
٥٥ ص
(٥٣)
3 بلاى امام حسين (ع) محور تهذيب تاريخ
٥٦ ص
(٥٤)
4 مبتلا شدن انسان به بلاى معصوم (ع)، راه سلوك با بلاى ايشان
٥٧ ص
(٥٥)
5 لزوم توجّه به بلاى امام حسين (ع) براى سلوك
٥٨ ص
(٥٦)
6 طعمه شيطان شدن عبادت، در صورت عدم توجّه به بلاى ولى خدا
٥٨ ص
(٥٧)
7 محور درگيرى با جبهه باطل شدن، نتيجه سلوك با بلاى ولى خدا
٥٨ ص
(٥٨)
از بيرق جنگى تا پرچم نمادين
٦٠ ص
(٥٩)
تدقيق واژگان
٦١ ص
(٦٠)
رويكرد اجتماعى
٦٣ ص
(٦١)
رويكرد تاريخى
٦٥ ص
(٦٢)
رويكرد دينى
٦٦ ص
(٦٣)
تعزيه، نمايش نيست، آيين است
٦٨ ص
(٦٤)
امام مهدى (ع) در كلام امام حسين (ع)
٧٢ ص
(٦٥)
1 نسب مهدى (ع)
٧٢ ص
(٦٦)
2 عدالت گسترى مهدى (ع)
٧٣ ص
(٦٧)
3 صابران در غيبت مهدى (ع)
٧٤ ص
(٦٨)
4 خصال مهدى (ع)
٧٤ ص
(٦٩)
گريه امام زمان (ع) در مصيبت حضرت ابوالفضل (عليه السلام)
٧٦ ص
(٧٠)
آهى كه مى ماند
٨٠ ص
(٧١)
پيامبرانى كه دست به دامن امام حسين (ع) شدند
٨٢ ص
(٧٢)
توبه حضرت آدم (ع) ابوالبشر
٨٢ ص
(٧٣)
استغاثه حضرت يوسف (ع) بر امام حسين (ع)
٨٢ ص
(٧٤)
«مهاتما بده» و امام حسين (ع)
٨٢ ص
(٧٥)
استغاثه نوح پيامبر (ع) براى نجات كشتى
٨٤ ص
(٧٦)
استمداد حضرت سليمان پيامبر (ع)
٨٤ ص
(٧٧)
قول آب
٨٥ ص
(٧٨)
به خاطر محرّم
٨٦ ص
(٧٩)
عزّت حسينى در شعر مسيحى
٩٠ ص
(٨٠)
ابى عبدالله (عليه السلام) كار نوكرش را كتك نمى گذارد
٩٥ ص
(٨١)
چگونه با عاشورا مسلمان شدم؟
٩٦ ص
(٨٢)
عاشورا و امام حسين (ع) از ديدگاه انديشمندان بزرگ جهان
١٠٠ ص
(٨٣)
جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحى)
١٠٠ ص
(٨٤)
آنتون بارا (انديشمند مسيحى)
١٠٠ ص
(٨٥)
تاملاس توندون (رئيس سابق كنگره ملّى هندوستان)
١٠٠ ص
(٨٦)
فردريك جِمس
١٠٠ ص
(٨٧)
بنت الشّاطى (نويسنده معروف مصرى)
١٠٠ ص
(٨٨)
عبّاس محمود عقّاد (نويسنده و اديب مصرى)
١٠٠ ص
(٨٩)
چارلز ديكنز (نويسنده معروف انگليسى)
١٠١ ص
(٩٠)
محمّد على جناح (قائد اعظم پاكستان)
١٠١ ص
(٩١)
ل م بويد
١٠١ ص
(٩٢)
مهاتما گاندى (رهبر بزرگ هندوستان)
١٠١ ص
(٩٣)
توماس كارلايل (دانشمند انگليسى)
١٠١ ص
(٩٤)
ادوارد براون (پروفسور)
١٠١ ص
(٩٥)
واشينگتن ايرونيگ (تاريخ نگار آمريكايى)
١٠١ ص
(٩٦)
موريس دوكبرا
١٠١ ص
(٩٧)
بروكلمان كارل (خاورشناس و پژوهشگر آلمانى)
١٠١ ص
(٩٨)
همسفر با تو تا كربلا
١٠٢ ص
(٩٩)
تحريفات مدرن نهضت كربلا
١٠٨ ص
(١٠٠)
توحيد، هدف آموزه هاى اديان
١٠٨ ص
(١٠١)
تمايز تحريفات در مفاهيم قدسى و ضرورت شناخت تحريف اصلى
١٠٨ ص
(١٠٢)
تحريف مدرن شخصى سازى دين
١٠٩ ص
(١٠٣)
تحريف سنّتى و مدرن در فرهنگ انتظار
١٠٩ ص
(١٠٤)
تحريفات آشكار و پنهان واقعه عاشورا
١٠٩ ص
(١٠٥)
از بين بردن اسلام سياسى، محور جنگ تمدّن ها
١٠٩ ص
(١٠٦)
تحريف پنهان عاشورا
١١٠ ص
(١٠٧)
ارائه تفسير مدرنيستى از قيام عاشورا
١١١ ص
(١٠٨)
مقايسه اصلاحات ليبرالى با اصلاحات حسينى (ع)
١١١ ص
(١٠٩)
تحريف عاشورا به نفع ليبرال دمكراسى
١١٢ ص
(١١٠)
دو نمونه تحريف ديگر عاشورا
١١٢ ص
(١١١)
راهكار جهانى سازى فرهنگ عاشورا
١١٣ ص
(١١٢)
عاشورا، اصلاح در سراسر تاريخ
١١٣ ص
(١١٣)
خطبه در منا
١١٤ ص
(١١٤)
آينده اى نه چندان روشن
١١٨ ص
(١١٥)
نبرد و آزمون ويژه اى حادث شده است
١١٨ ص
(١١٦)
معترضان سورى ارتش تشكيل دادند
١١٨ ص
(١١٧)
اوّلين رويارويى مسلّحانه «ارتش سوريه آزاد» با نيروهاى بشّار اسد
١١٨ ص
(١١٨)
تدابير شديد امنيتى اسرائيل در منطقه هم مرز سوريه
١١٩ ص
(١١٩)
تركيه، سوريه را به قطع برق تهديد كرد
١١٩ ص
(١٢٠)
چكيده
١٢٠ ص
(١٢١)
آرمگدون، معناى اصطلاحى و منطقه جغرافيايى
١٢٠ ص
(١٢٢)
آرمگدون، نبردى هسته اى!
١٢٢ ص
(١٢٣)
آرمگدون و مبلّغان انجيلى
١٢٣ ص
(١٢٤)
آرمگدون و دولت مردان آمريكا
١٢٥ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٣ بلاى امام حسين (ع) محور تهذيب تاريخ

در خواصّ اولياى خدا، بلاها فقط ترفيع درجه است، مثل بلايى كه براى سيدالشّهداء (ع) پيش آمد. البتّه اين بلاها براى مؤمن رحمت و ابزار سير و سلوك است؛ ولى براى كافر تماماً عقوبت است.

ظرفيت بلاها نيز متفاوت است، بعضى فقط صاحب بلا را نجات مى‌دهد و بعضى، براى صاحب بلا ضيافت است و عامل نجات براى ديگران، بعضى نيز ظرفيت تهذيب تاريخى دارند. در كتاب شريف كافى نقل شده: گاهى صبر مؤمن عامل نجات يك قوم مى‌شود، مثل تحمّل يوسف (ع) در مقابل آن بلاى بزرگ كه نتيجه آن، نجات يك قوم از گرسنگى و مرگ و بت‌پرستى شد.[١] زمانى كه حضرت در چاه بود جبرئيل آمد و گفت: «اينجا چه مى‌كنى؟!» فرمود: «برادران مرا انداخته‌اند.» جبرئيل گفت: «مى‌خواهى نجاتت دهم؟» يوسف فرمود: «تا خدا چه بخواهد.» بعد هم مى‌توانست به مردم بگويد: «من برده نيستم، پيغمبر زاده‌ام»، علاوه بر اينكه، جاى يعقوب را مى‌دانست و مى‌توانست برود؛ ولى تحمّل كرد.

همين‌طور صبر مبلّغان دين در بلاها، در ترك معصيت و در انجام طاعات، هم عامل رشد خودشان و هم عامل نجات يك ملّت است؛ يعنى انسان با صبر، مجراى عنايت حضرت حق مى‌شود.

مهم‌ترين وسيله سلوك، بلاى اولياى خدا، مخصوصاً اعظم بلاها و ابتلائات، يعنى ماجراى سيدالشّهداء (ع) است، كه در حقيقت ابتلاى رسول‌الله (ص) مى‌باشد. اين ابتلا، اعظم وسايل سلوك به سمت خداى متعال و محور تهذيب همه جوامع و همه تاريخ است؛ حتّى انبياى اولوالعزم از اين ابتلا بهره‌مند شده و رشد كردند. سير و سلوك با بلاى اولياى الهى سريع‌الوصول‌تر و داراى منازل، مراحل و شرايط ديگرى است.

در روايتى ذيل آيه‌ «وَفَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»[٢] آمده است؛ ابراهيم (ع) پس از آنكه فرزند خود اسماعيل (ع) را براى قربانى برد، آن امتحان عظيم الهى را با موفّقيت از سر گذرانيد و وقتى خداى متعال فرمود: «قَدْصَدَّقْتَ الرُّؤْيا»[٣] عرضه داشت: «من دوست داشتم فرزندم را در راه تو قربانى كنم تا به ثواب اعظم مصائب برسم»، گويا سؤال حضرت اين است كه، «كجاى كار را كم گذاشته‌ام كه اين توفيق از من سلب شد؟» خداى متعال فرمود: «ابراهيم! خودت را بيشتر دوست دارى يا پيامبر آخرالزّمان را؟» حضرت فرمود: «پيامبر آخرالزّمان را.» فرمود: خداى متعال فرمود: «فرزند خود را بيشتر دوست دارى يا فرزند پيامبر آخرالزّمان را؟»، «فرزند پيامبر آخرالزّمان را، يعنى سيدالشّهداء (ع).» بعد خداى متعال روضه سيدالشّهداء (ع) را اين‌طور خواند كه، «ابراهيم كدام يك از اين دو سنگين‌تر است اينكه، به امر ما فرزندت را در منا قربانى كنى يا اينكه، فرزند پيامبر آخرالزّمان را، انسان‌هايى كه مدّعى هستند امّت آن پيامبرند، بين دو نهر آب مثل گوسفند سر ببرند؟!!»[٤] گويا مى‌فرمايند: شما ظرف اعظم مصائب نبوده، تحمّل آن را نداريد، اعظم مصائب از آن اعظم انسان‌ها، يعنى رسول خاتم (ص) است، آن هم نه قربانى كردن اسماعيل به صورت محترمانه، بلكه اعظم مصائب، مصيبت سيدالشّهداء (ع) است، به دست امّتى كه هر چه دارند، به بركت رسول خاتم (ص) است، آن هم تحت عنوان تبعيت از او و فرمان خدا، فرزندش را محكوم به ارتداد كرده، مثل يك گوسفند با افتخار سر از بدنش جدا مى‌كنند. بعد گويا مى‌فرمايند: «ابراهيم، اگر مى‌خواهى به ثواب اعظم مصائب دست يابى، بايد مصيبت سيدالشّهداء (ع) را درك كنى.»

با توجّه به اين دو محبّتى كه ابراهيم (ع) نسبت به رسول اكرم (ص) و سيدالشّهداء (ع) داشتند، زمينه درك مصيبت سيدالشّهداء (ع) فراهم شد، به ويژه آنكه آدم مبتلا، زودتر و بهتر ابتلا و مصيبت ديگران را مى‌فهمد، بنابراين شايد امتحان قربانى كردن اسماعيل، مقدّمه درك مصيبت سيدالشّهداء (ع) بود.

٣. بلاى امام حسين (ع) محور تهذيب تاريخ‌

واقعاً عاشورا هنوز براى ما در پرده ابهام است. در زيارت ناحيه مقدّسه، حضرت امام زمان (ع) مى‌فرمايد:

«اگر زمانه مرا به تأخير انداخت و مقدّرات از يارى‌ات بازم داشت و نتوانستم در ركاب تو با دشمنانت بجنگم؛ ولى از صبح تا شب برايت گريه مى‌كنم و به جاى اشك خون مى‌گريم.»[٥]

يا در زيارت عاشورا مى‌خوانيم:

«اى اباعبدالله، حقيقتاً اين اندوه و مصيبت از ناحيه تو بر ما و بر همه اهل اسلام و آسمان‌ها بر همه اهل آسمان‌ها سنگين و بزرگ است.»

حتّى،

در بارگاه قدس كه جاى ملال نيست‌

سرهاى قدسيان همه بر زانوى غم است‌