ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٢ - دو نمونه تحريف ديگر عاشورا
ويژگى است:
١. اصلاحى است تاريخى. حضرت هرگز دنبال دولت مستعجل سال ٦١ در كوفه نبودند؛ بلكه به دنبال يك حكومت تاريخى در مقياس جامعه جهانى بودند؛
٢. بسيار عميق مىانديشيدند؛ ايشان نمىخواستند پايههاى حكومتشان را بر دوش انسانهايى بگذارند كه دنيا پرستند. انسانهاى دنياپرست تحمّل بار حكومت حق را ندارند. اين حكومت پايههايش بر قلوب انسانهايى است كه خانه قلبشان مسجد است. حضرت خوب مىفهميدند كه نقطه قرار حكومت دينى، ارواح انسانهاست و بايد اعماق روح انسانها را دستخوش تحوّل كنيم. بنابراين حضرت نگاهشان به اعماق تاريخ است؛
٣. توجّه به اعماق وجود انسانها و جامعه انسانى است؛ ايشان مىخواهند از عميقترين لايهها، نفسانيات انسان را تغيير دهند و خداخواهى را در باطن انسان به جاى خودخواهى بنشانند؛ يعنى به جاى انسان مدارى، انسان را خدا مدار كنند؛ نه اينكه به انسان خودمدار بگويند: خدا را بپرست. حضرت مىخواهند مدار وجود انسان را تغيير دهند و تا اين مدار تغيير نكند، توحيد اقامه نمىشود. مشكل اصلى انبيا اين بود كه مىخواستند اين تحوّل از عميقترين لايههاى فطرت انسان و وجود انسان اتّفاق بيافتد و بعدها شكوفا شود. بنابراين اصلاحات حضرت يك اصلاحات همهجانبه، فراگير، تاريخى، عميق و اثرگذار بود. اين طور نيست كه حضرت بگويند من مىخواهم انسانها را در درون شخصى خودشان متحوّل كنم؛ امّا در روابط اجتماعىشان بت بپرستند و نفسپرست باشند. حضرت مىخواهند ساختارها را به هم بزنند. مىخواهند هم اعماق وجود انسانها را تغيير دهند و هم همه ابعاد جامعه را با هم بر محور توحيد، دگرگون كنند. نگاهشان، نگاه تاريخى است. عجلهاى ندارند، يعنى شالودههاى «عصر ظهور» را پايهگذارى مىكنند. حال شما بياييد چنين اقدام اصلاحى اثرگذار را كه بر محور فرهنگ توحيد است، بر محور آموزههاى ليبراليسم و ليبرال دمكراسى تفسير كنيد و بگوييد حضرت دنبال اصلاح بود؛ امّا اصلاح اين است كه حكومت مشروع شود.
تحريف عاشورا به نفع ليبرال دمكراسى
تحريفى را كه وارد كردهاند، اين است كه مىگويند عاشورا را در گذار سكولاريسم، تفسير كنيم، كما اينكه انتظار را مصادره كردند. مىگويند انتظار، يعنى افق آينده روشن؛ طى يك اصلاحات تدريجى، خود بشر عقلانيتش رشد مىكند و به جامعه ليبرالى مىرسد، ليبراليسم، جهانى شده و دمكراسى فراگير مىشود، اين تفسير از انتظار، تحريف انتظار به نفع ليبراليسم و ليبرال دمكراسى است. به جاى اينكه انسان را در فرآيند كلمه توحيد فعّال كند، در فرآيند تمدّن مادى فعّال مىكند. عاشورا را هم مىخواهند دستخوش همين تحريف كنند. مىگويند: امام حسين (ع) قيام كرد چون حكومت يزيد مشروع نبود؛ چرا؟ چون حكومتى مشروع است كه ناشى از رأى مردم باشد؛ چه امام حسين (ع) باشد چه يزيد! اگر امام حسين (ع) مردمى نبود، مشروع نيست، اگر يزيد مردمى بود، مشروع است! مىگويد: چون حكومت دمكراسى نبود، سلطنتِ موروثى بود، نه انتخابى كه مردم به پادشاه رأى دهند و امام با اين به مبارزه برخاست.
آيا واقعاً مبارزه امام حسين (ع) با سلطنت بود؟ آيا مىخواست سلطنت را به دمكراسى تبديل كند؟ اين بدترين نوع تحريف است. اين تحريف، تحريف مدرن است؛ يعنى مفهوم عاشورا را به مفهوم ليبرال دمكراسى مصادره كردن. اصلًا امام حسين (ع) قيام كرد؛ چون حكومت يزيد حكومتى موروثى بود، از اين تحريف بدتر ديگر نمىشود. مىگويند: قيام عاشورا اين است كه براى اقامه دمكراسى بجنگيم و امام حسين (ع) براى اقامه دمكراسى مىجنگيد! آيا امام حسين (ع) براى اقامه كلمه توحيد مىجنگيد يا دمكراسى؟ سخيفتر از اين درباره امام حسين (ع) صحبت نكردهاند. اين خلاف همه مفاهيمى است كه از عاشورا باقى مانده است.
امام حسين (ع) درباره قيام خود بسيار سخن گفتهاند. آيا ايشان عدم مشروعيت يزيد را به اين برمىگرداند كه چون سلطنت موروثى است يا چون دمكراسى نيست؟ يا مىگويند يزيد فاسق است، فاجر است، شارب الخمر است، مىگويند از محيط بندگى خدا خارج شده است. حكومتش حكومت الهى نيست، نه اينكه دمكراسى نيست. البتّه من نمىخواهم بگويم مردم نبايد حضور داشته باشند، اين غلط است. بنابراين آنها مىخواهند مفهوم عاشورا را به نفع دمكراسى تحريف كنند. آنها واقعاً معنى كلمه توحيد را نمىفهمند.
دو نمونه تحريف ديگر عاشورا
دو نمونه تحريف ديگر هم وجود دارد. يك تحريف اين است كه چون ما الآن در تعامل با دنيا هستيم و دنياى كنونى دنيايى است كه همه فرهنگها در آن با هم تعامل دارند، ما چگونه بين اين فرهنگها و فرهنگ عاشورا تعامل ايجاد كنيم؟ در دنياى گسترش ارتباطات كه دائماً هم در حال توسعه است، ما هرگز نمى توانيم ارتباط فرهنگها و تعامل را قطع كنيم. امّا چگونه بين فرهنگ عاشورا و فرهنگ سكولار تعامل ايجاد كنيم؟
درست است كه فرهنگ سكولار در دنياى معاصر يك واقعيت است؛ ولى عاشورا هم يك واقعيت است. چگونه بين اين دو واقعيت تعامل ايجاد كنيم. به سه طريق مىتوان بين اين دو واقعيت تعامل برقرار كرد: يك نوع تعامل اين است كه بگوييد