نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٩ - خاندان آل شدقم
توصيف درباره او از آن خود ضامن بن شد قم است او در شرح حال جدّش چنين مىگويد: «ولادتش در مدينه به سال ٩٤٢ هجرى بود و همان جا رشد يافت و نزد پدرش به تعلّم پرداخت و بيشتر دانشش را از او گرفت ...»[١] سپس سطورى در توصيف و تجليل از شخصيّت وى آورده است و متذكّر شده كه سيد حسن نقيب بعد از پدرش متولى نقابت علويان و رسيدگى به املاك ايشان شد ولى پس از چندى زهد پيشه ساخت و از اين امور كناره گرفت. در سال ٩٦٢ ه از مدينه راهى هندوستان شد و در آن جا مورد استقبال سلطان حسين نظام شاه حاكم شيعى دكن و احمد آباد قرار گرفت و پس از آن از طريق شيراز عازم مشهد و زيارت امام هشتم ٧ شد (در سال ٩٦٤ ه) و مورد توجه و احترام شاه طهماسب صفوى قرار گرفت و بار ديگر به درخواست سلطان حسين نظام شاه به هندوستان باز گشت. با درگذشت سلطان در ٩٦٧ هجرى مدتى نايب السلطنه فرزند خردسال او مرتضى نظام شاه گرديد ولى در ٩٧٦ ه به قصد حج راهى حجاز شد و در مدينه اقامت گزيد.[٢] سيد حسن نقيب پس از مرگ همسرش، همراه خانواده به هندوستان عزيمت كرد و بقيه عمرش را در آن جا و در كنار سلاطين نظام شاهى سپرى كرد و سرانجام در ١٤ صفر ٩٩٩ هجرى در دكن درگذشت و همان جا دفن شد. ولى بنا به وصيت او جنازهاش را پس از چند سال به قبرستان بقيع در مدينه انتقال دادند. او به هنگام فوت ٥٧ سال داشت.[٣] سيد حسن نقيب نزد عالمان بسيارى درس خواند و از شمارى از ايشان اجازه روايت داشت كه نامشان ذكر شده است.[٤] وى همچنين تأليفاتى داشت از جمله كتاب زهر الرياض و زلال الحياض كه آيت اللّه مرعشى از وجود دو نسخه آن ياد كرده
[١] ضامن بن شدقم، تحفة لب اللباب، ١٦٤.
[٢] همان ١٦٧- ١٦٨.
[٣] همان ١٦٨.
[٤] رياض العلماء ١، ٢٣٧.