نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٩١ - سخنى ديگر از امير المؤمنين
بيعت كردهايد اين دو مرد طلحه و زبير نيز با اختيار و رغبت خودشان و ايثار شما، بيعت كردند اما چرا به مخالفت برخاسته و سركشانه قصد بصره كردند؟! تا ميانتان جدايى بياندازند و تيره روزى شما را مشاهده كنند. خدايا! از آنان به سبب نادرستيشان با اين امت بازخواست كن و به سبب شكستن بيعتشان با اين امت و بدبينى نسبت به مسلمانان، خوارشان گردان».
سپس فرمود: «خدا شما را رحمت كند براى يافتن اين بيعت شكنان سركش و دورى جوينده از حق بشتابيد پيش از آن كه از دست بروند و آن چه را كه آنها نهان كردهاند شما جبران كنيد».[١]
سخنى ديگر از امير المؤمنين ٧ درباره طلحه و زبير
امير المؤمنين ٧ همچنين درباره آنها فرمود:
«خروج كردند در حالى كه حرم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را دنبال خود مىكشيدند همانند كنيزكى كه براى فروش مىبرند و همراه او رو به سوى بصره كردند. زنان خودشان را در خانههايشان محبوس كردند ولى پردهنشين رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را براى خود و ديگران در ميان لشكر آشكار ساختند. مردى از آنان نبود مگر اين كه دست اطاعت به من داده بود و با رغبت و بدون اكراه بيعتش را به من ارزانى كرده بود.
پس از آن بر كارگزار من در بصره و خزانه بيت المال مسلمانان كه در دست من بود و بر مردم اين شهر كه همگى در اطاعت و بيعت من بودند، وارد شدند و اتحاد آنان را گسيختند و در وحدتشان جدايى انداختند و جماعت آنها را به تباهى كشيدند. بر شيعيان من هجوم بردند وعدهاى را به مكر و نيرنگ كشتند گروهى بر شمشيرهايشان چنگ زدند و آن قدر نبرد كردند تا با ايمانى راستين به ديدار خدايشان شتافتند. به خدا سوگند اگر چنين گزندى را فقط به يكى از مسلمانان
[١] ارشاد، ١، ٢٤٥ و بحار الانوار، ٣٣، ١١١، ح ٨٦.