نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٤٣ - جواب كعب بن سور به طلحه و زبير
مصيبت عثمان به تو رسيده و ما به سوى تو مىآئيم و ديدن بهتر از شنيدن است.
و السّلام»[١]
نامه به منذر بن ربيعه
و در نامهاى براى منذر چنين نوشتند:
«امّا بعد، پدرت در جاهليت رئيس و در اسلام سرور و سيّد بود و موقعيت تو نسبت به پدرت همانند نفر بعد از برنده است كه گفته مىشود: «به او نزديك شده يا به او رسيده است». عثمان را كسى كشت كه تو از او بهترى و كسى براى او به خشم آمده كه از تو بهتر است و السّلام».[٢]
جواب كعب بن سور به طلحه و زبير
كعب بن سور در جواب طلحه و زبير نامه زير را نوشت:
«امّا بعد، ما و ديگران از آزار و اذيت عثمان با زبان به خشم آمديم امّا تصميم ديگران درباره او با شمشير عملى شد پس اگر عثمان ظالم بود و كشته شد شما را با او چه كار است؟ و اگر مظلومانه كشته شد كسانى غير از شما به اين امر [خونخواهى] سزاوارترند و اگر حقيقت امر بر كسانى كه در اين واقعه حاضر بودند مشتبه شده براى كسانى كه حضور نداشتند مشتبهتر است».[٣]
[١] همان جا.
[٢] همان جا.
[٣] الامامه و السياسه، ١، ٤٨.
ظاهرا كعب بن سور در دام فتنه گرفتار شد و به آن فريفته گرديد و در جنگ جمل به قتل رسيد. زمانى كه امام ٧ در ميان كشته شدگان عبور مىكرد بدن بى جان او را ديد كه قرآنى به گردن آويخته بود.
حضرت فرمود:« قرآن را از او دور كنيد و در جاى پاكيزهاى قرارش دهيد» پس فرمود:« كعب را بنشانيد» او را نشاندند در حالى كه سرش به پايين مىافتاد امام فرمود:« اى كعب بن سور، آيا وعده پروردگارت را حقّ يافتى؟» سپس فرمود:« كعب را بخوابانيد» و از كناره جنازهاش گذشت. نك:
مصنفات شيخ مفيد، ١، ٣٩٢.