نبرد جمل (ترجمه وقعة الجمل) - المدنی، ضامن بن شدقم - الصفحة ٢٧ - سهم عايشه در اين فتنه
عثمان با تحريكات آنها كشته شد و آنان بعد از بيعت با على ٧ تظاهر به خونخواهى كسى كردند كه خودشان خون او را ريخته بودند و اظهار پشيمانى كردند و فتنهاى برانگيختند كه عدهاى آشوبگر و كسانى كه قلبهاى بيمار داشتند مانند مروان بن حكم و سعيد بن عاص و وليد بن عقبه بن ابى معيط و عبد اللّه بن عامر بن كريز و يعلى بن اميه و كسان بسيارى از اين قبيل، گرد آنها جمع شدند.
با وجود اين مدارك و شواهد به كسانى كه تلاش مىكنند اتهامات فوق را از اين طايفه پيمان شكن بر طرف كنند و سخنان و دلايل بى اساسى در برابر مدارك محكم تاريخى بيان مىكنند چه مىتوان گفت؟!
سهم عايشه در اين فتنه
عايشه نيز سهم فراوانى در برانگيختن مردم و تحريك آنان به قتل عثمان داشت شيخ مفيد مىگويد: « [نقش عايشه] بر اساس اخبارى كه وارد شده از تحريكات طلحه و زبير آشكارتر است از آن جمله روايت محمّد بن اسحق صاحب سيره است كه از طريق مشايخ خود از قول حكيم بن عبد اللّه مىگويد:
«روزى در مدينه وارد مسجد شدم و دستى را ديدم كه بلند بود و صاحب آن مىگفت: اى مردم، آن زمان [وفات رسول خدا ٦] نزديك است. اينها كفشها و پيراهن رسول خدا ٦ است- گويا آن پيراهن را مىبينم كه در هوا تكان مىخورد- در حالى كه فرعون اين امت در ميان شماست. در اين هنگام متوجه شدم كه او عايشه است و عثمان از او مىخواست كه ساكت باشد و به مردم مىگفت: او زن است و عقل او عقل زنان است به حرفهاى او توجه نكنيد».[١] حسن بن سعد نيز مىگويد: «عثمان ايستاده بود كه عايشه ورقهاى از مصحف را كه ميان دو چوب گرفته بود از پشت حجلهاش بالا برد و گفت: آن چه را
[١] مصنفات شيخ مفيد، ١، ١٤٧.