لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٢٢ - نماز كردن در عمامه بى حنك
استدلال ظاهر مىشود بر تقدير حقيّت استحباب عمامه در نماز كه تحنك به اعتبار عمامه در نماز مطلوب باشد نه فى نفسه و اما اخبار استحباب تحنك فى نفسه از آن جمله كلينى رضى اللَّه عنه ذكر كرده است كه روايت وارد شده است كه طابقيه عمامه شيطان است.
و در حسن كالصحيح منقولست از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه فرمودند كه هر كه عمامه بر سر پيچيد و حنك نكند آن را و دردى به او رسد كه دوا نداشته باشد پس ملامت نكند مگر خود را كه خود كرده است كه چنين شده است و جمعى از علما گفتهاند كه اين خبر اگر چه سندش معتبر است و ليكن دلالت ندارد بر آن كه مستحب باشد كه هميشه با حنك باشد پس اگر در وقت پيچيدن عمامه بر سر سر عمامه را در زير حنك در آورد و باز بر سر پچيد كه حنك نداشته باشد امتثال كرده است و شايد كه مطلوب شارع همين باشد نه آن كه هميشه سنت باشد حنك يا مكروه باشد ترك حنك.
و مؤيّد اين است آن كه در حديث كالصحيح ديگر از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه فرمودند كه هر كه عمامه بر سر پيچيد و نگرداند عمامه را بر زير حنكش و به او دردى رسد كه دوا نداشته باشد پس ملامت نكند مگر خود را و آن احتمال در اين حديث اقوى مىشود و حق اينست كه چون در اين دو روايت وارد شده است
من تعمّم و من اعتمّ
و اكثر لغويّين بمعنى لفّ العمامة على رأسه تفسير كردهاند و ظاهرش وقتى است كه بر سر پيچيد و اين عبارت را نيز اطلاق مىكنند در آن كه عمامه بر سر داشته باشد بنا بر اين دو اطلاق حديث مجمل مىشود كه ظاهر نمىشود كه مراد از آن دوام حنك است يا حنك در وقت پيچيدن اگر چه در اين معنى اظهر است كه همين كافى باشد اگر چه ابقاى آن نيز مستحب باشد چنانكه از حديث اول ظاهر مىشود كه هميشه مطلوب باشد با