لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٠ - نمازهاى واجب
نمىشود و قرب الهى عبارتست از ارتباط بنده بجناب اقدس او و اين نيز چند معنى دارد يكى آن كه بنده را از ارتباط مطالب دنيوى يا اخروى باشد و اين نيز به سابق بر مىگردد و ديگر آن كه چون لذتى بالاتر از اين نمىباشد كه بنده انيس و جليس خداوند باشد از اين جهت عبادت كند و اين نيز معلول است چون مراد نفس مطلوبست و هم چنين اگر عبادت الهى را از جهت دوستى حق سبحانه و تعالى كند كه اصل محبت او لذتى است كه فوق آن نمىباشد يا چون محبت الهى سبب محبوبيت الهى است و اين نيز لذتش به اضعاف مضاعفه از آن بالاتر است اما اگر عبادت از جهت حصول محبيت يا محبوبيت باشد از آن جهت كه حق سبحانه و تعالى دوست مىدارد اين معنى را اين كمال است يا آن كه چون محبت الهى كه عشق اوست حاصل شده است و عشق او را بر عبادت مىدارد اين اعظم كمالاتست و ظاهرا عبادت معصومين صلوات اللَّه عليهم چنين باشد و مرتبه ديگر آن است كه عظمت الهى را دانسته است و مىداند كه چنين خداوند را بندگى كردن سزاوار است. چنانكه در كلمات حضرت امير المؤمنين و دعاهاى آن حضرت صلوات اللَّه عليه بسيار واقع شده كه من عبادت تو مىكنم چون سزاوار عبادتى و ديگر بسيار مىفرمايد كه الهى اگر بهشت و دوزخ نمىداشتى ترا عبادت نمىبايست كردن؟ و امثال اين كلمات و ليكن حبا له و اهلا له مرتبه نيست كه هر كس تواند چنين عبادت كردن بلكه تا عاشق نشود يا عارف نشود به نحوى كه سابقا گذشت كه
«من عرف اللَّه و عظّمه منع فاه من الكلام»
به مرتبه اخلاص فايز نمىگردد و ترجمه اين حديث آنست كه هر كه خدا را شناخت و عظمت الهى در دل او جلوهگر شد منع مىكند زبان خود را از ما لا يعنى چون هميشه خداوند با عظمت حاضر و ناظر است در حضور چنين خداوندى كجا