لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - باب معرفة زوال الشمس
به همين نسبت بر مىگردد و در نيمه كانون آخر كه اوايل ماه دويم است از زمستان زوال مىشود بر هفت قدم و نيم و در نيمه شباط بضم شين كه اوايل ماه سيم است از زمستان زوال مىشود وقتى كه پنج قدم و نيم مانده باشد از سايه و در نيمه آزار كه اوايل اول ماههاى بهار است زوال مىشود وقتى كه سه قدم و نيم مانده باشد و در نيمه نيسان كه اوايل ماه دويم است از بهار زوال مىشود وقتى كه دو قدم و نيم مانده باشد و در نيمه أيار بتشديد يا كه اوايل ماه سيم است از بهار زوال مىشود وقتى كه يك قدم و نيم مانده باشد و در نيمه حزيران بر نيم قدم يعنى باز به همين عنوانست در همه سالها و اين تحديد در اصفهان تقريبى است و از نيم قدم بيشتر مىماند در حزيران قريب بدو ثلث قدم مىماند و هم چنين در ما بقى.
و شيخ بهاء الدين محمد رحمه اللَّه تعالى مىفرمودند كه من در عراق عرب ملاحظه نمودم صحيح بود.
و منقول است از مولانا احمد اردبيل رحمه اللَّه كه او مىگفته است كه من در نجف اشرف ملاحظه نمودم تقريبى است و ليكن شيخ بهاء الدين رحمه اللَّه در علم هيئت استاد بود مجملا تا مكرّر ملاحظه اين وضع با دايره هندى و مطلع الأنوار و اصطرلاب كرده نشود اعتماد نمىتوان كرد چون نهايت اختلاف دارد بلاد و هر بلدى حكمى دارد چنانكه مذكور خواهد شد با آن كه عمل به اصطرلاب و ميزان الشمس و غيرهما همه كس نمىتواند كرد مگر كسى كه در علم هيئت نهايت مهارت داشته باشد يا حدس صايبى كه به تامّل برد و ظاهر شود.
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه تبيان زوال الشّمس ان تاخذ عودا طوله ذراع و اربع اصابع فيجعل اربع اصابع فى الارض فاذا