قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٢ - انواع سحر
شگفت از برخى نويسندگان معاصر است كه به پذيرش حقيقت داشتن سحر و تأثير آن در تغيير واقعيت اشيا، گرايش پيدا كرده و در پى سخنان قديمى برگرفته از حكايتها و داستانهاى خرافى رفتهاند.
استاد فريد وجدى نخست از مقدمه ابن خلدون نقل مىكند كه وى واقعيت داشتن سحر را پذيرفته، سپس انكار دانشمندان غربى را يادآور شده است و بر ايشان اعتراض مىكند كه در چنبره پديدههاى مادى گرفتار آمده و دچار كوتهفكرى گرديدهاند و همه عالم را در دايرهاى تنگتر از سوراخ سوزن مىنگرند. در پايان، خود، واقعيت داشتن سحر را ترجيح داده، داستانى خيالى را شاهد مىآورد. به قسمتى از سخنان او و بخشى از گفتههاى ابن خلدون اشاره مىشود.
ابن خلدون در مقدمه گويد:
سحر، آگاهى از چند و چون استعدادهايى است كه انسان با آنها مىتواند بر جهان عناصر تأثير داشته باشد؛ به مدد نيروهاى آسمانى يا بدون آن؛ كه يكى را سحر و ديگرى را طلسمات نامند ... اينك، مقدمهاى مىآوريم تا حقيقت سحر را روشن سازيم. نفوس بشرى در نوع، يكساناند، اما از نظر خواص و ويژگىها متفاوتاند ... نفوس پيامبران ويژگىاى دارد كه ايشان را شايسته معرفتهاى ربانى و گفت و گو با فرشتگان مىسازد ... همچنين در اين راستا، توانمندىهايى، چون تصرف در تكوين و بهرهمندى از باطن ستارگان و تصرف در آنها، با نيروى نفسانى يا شيطانى وجود دارد. توانايىهاى پيامبران از امداد الهى و نيروى غيبى است، اما آگاهى نفوس كاهنان از اسرار پنهان، به يارى نيروهاى شيطانى است. اينچنين، هر صنف ويژگىاى دارد كه در ديگرى يافت نمىشود.
نفوس ساحران در سه مرتبه قرار دارد:
مرتبه نخست: تصرف به يارى همت نفسانى، بىهيچ ابزار و